غريبه اشنا

نوشته ها نه از خود بلکه مناسب برای یک دل ..شش سال تمام شدروز شمار نبودنت

به خدا حافظی تلخ تو سوگند، نشد! که تو رفتی و مرا ثانیه ای بند نشد! لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد! با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس؛ هیچکس اینجا به تو مانند نشد! هرکسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد! خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

[ جمعه 30 آبان1393 ] [ 20:44 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

[ پنجشنبه 29 آبان1393 ] [ 7:51 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

آتش زدن به یک “سرنوشت”

کبریت نمی خواهد که !!

“پـــا” می خواهد …

که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر …

و …

بـــــــــروی .. !!

 

[ چهارشنبه 28 آبان1393 ] [ 8:13 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

[ یکشنبه 25 آبان1393 ] [ 8:37 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

[ پنجشنبه 22 آبان1393 ] [ 16:6 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

من هیچ نمی خواهم ...

تنها صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد

نگاهت را می خواهم تا روشنی چشم های خسته ام باشد

وجودت را می خواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد

خیالت را می خواهم تا خاطره لحظه های فراموشم باشد

دست هایت را می خواهم تا نوازشگر بی کسی اشک هایم باشد

و تنها خنده هایت را می خواهم تا مرهم کهنه زخم های زندگی ام باشد

آری تنها تو را می خواهم ...

[ سه شنبه 20 آبان1393 ] [ 17:17 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]


[ سه شنبه 20 آبان1393 ] [ 17:16 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود


در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود

می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی


خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود

تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟


حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود

تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم


از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود

باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟


"تـــــو" دلــت را جــای مــن بــگــذار شــاعــر مــیــشــود

گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم


از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود


نجمه زارع

 

[ یکشنبه 18 آبان1393 ] [ 16:39 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

می روم...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست 

آنچنان ک تارو پود قلب من از هم گسست 

می روم با زخمهایی مانده از یک سال سرد 

آن همه برفی ک آمد آشیانم را شکست 

می روم اما نگویی بی وفا بود و نماند 

از هجوم سایه ها دیگر نگاهم خسته است 

راستی یادت بماند از گناه چشم تو 

تاول غربت ب روی باغ احساسم نشست 

طرح ویران کردنم اما عجیب و ساده بود 

روی جلد خاطراتم دست طوفان نقش بس 

[ جمعه 16 آبان1393 ] [ 12:45 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

شده شبیه تو

 تمام بی کسیم


میخوام که یادت بیاد…  

به سمت من اگه


دلت قدم نزد  

بزار خیال ـت بیاد..


نگاه خیس من  

به یاد تو هنوز


یه ابر بارونیه…  

این بغض لعنتی


تو خاطرات من  

یه عمره زندونیه…


برای من کسی شبیه تو نبود


تو خلوتم با منی


با جای خالی همیشه بودنت


دوباره زخم میزنی..

بدون تو همیشه این سکوت و بی کسی شده تمام لحظه های من..


نبودی و خیال تو تمام خاطرات تو نوشته شد به پای من..

 

 

[ پنجشنبه 15 آبان1393 ] [ 14:13 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

نُت هایِ آغوشت
از یک جایی به بعد
فالش شد
و گوشِ من بدهکارِ 
هیچ آهنگِ دیگری نبود
قرار بود 
من کوکِ سازت باشم 
و تو خالقِ ملودی نفس هایم 
سخت است ماندن
وقتی کسی که 
تو را می خواند
رقصنده تر از من باشد
و تو محوِ تنش
در ناباوری 
مثلِ سیگار تمامم را دود کنی
نازک دلِ تنگم
گه گاهی می گیرد
نه از تو 
از خودم که " رقصنده "نبودم.

[ پنجشنبه 15 آبان1393 ] [ 9:37 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]


آدم ها باید توی زندگیشان ،
 
پای خیلی چیزها بایستند ... !

پای حرف هایی که می زنند ...

قول هایی که می دهند ...

اشتباهاتی که می کنند ...

احساساتی که بروز می دهند ...

نگاه هایی که از عمق جان می کنند ...

نوازش هایی که با سرانگشتانشان می کنند !

دوستت دارم هایی که می گویند ...

زندگی هایی که می بخشند ...

عشق هایی که نثار می کنند ...

آدم ها باید توی زندگیشان ،

پای انتخاب هایشان بایستند ...

زندگی مواجهه ی ابدی آدم هاست ،

با انتخاب هایشان ...

[ دوشنبه 12 آبان1393 ] [ 10:17 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی

وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی

فقط نیم نگاهی میکردی

[ شنبه 10 آبان1393 ] [ 15:37 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

چای ریختن شبانه

وقتی تو نیستی

فرسایشی ترین کار جهان است

مثل این که پای پی این ساختمان مستأصل

آهسته آهسته؛

استکان استکان آب بریزم تا سست شود

یا پای این چنار متروکه

آهسته آهسته؛

استکان استکان سم بریزم تا خشک شود

[ پنجشنبه 8 آبان1393 ] [ 13:16 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

منو جون پناهت خودت کن برو

من از زخم هایی که خوردم پرم

تو باید از این پله بالا بری

تو بالا نری من زمین می خورم

 

درست لحظه ای که تو باید بری

اسیر یه احساس مبهم شدیم

ببین بعد یک عمر پرپر زدن

چه جای بدی عاشق هم شدیم

[ سه شنبه 6 آبان1393 ] [ 8:9 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

 
 
پروانــــــــــــــــــه ی مـــــن...

آن کس که شکســــــــت بــــــــال پـــرواز تــــــــــو را...

می دانست که خاطرات پـــــــــرواز تـــــو را خواهد کشـــــت...

ولـــــی خبـــــر نداشــت که تـــــــو مهربــان خـــــدایی داری...

که خودش بــــــــال و پـــــــــــرت خواهد شـــــــــــــد...

[ دوشنبه 5 آبان1393 ] [ 8:49 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

wWw_LiteMode_iR_15107380.jpg

[ چهارشنبه 30 مهر1393 ] [ 14:19 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

دل مَـرنـجان کـه زِ هَـر دل بـه خــــدا راهـی هســت

 

هـر که را هیـچ به کَـف نیســت... به دل آهـی هسـت...

[ چهارشنبه 30 مهر1393 ] [ 10:10 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

 

mk756odl64b940x2dgk2_1_.jpg 

 

 

گاهی كسی می شود تكیه گاه دلت..

 

همین كه نباشد...

 

همین كه با محبت نگاهت نكند..

 


دنیا انگار برعلیه توست..

 

دنیا انگار دیگر دنیا نیست..

 

... تنهاترین می شوی..

[ یکشنبه 27 مهر1393 ] [ 9:17 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

 

17_2_90.jpg

 

چه سرد است
می لرزد تنم


سوز باد چو لالایی می دهد نوید خواب شیرینم


چه افسون زا خواب می برد چشمم


اما یاد تو می زند سیلی بر دو 


گوشم یکسر


مبادا شوم خاموش


یاد تو 
که بی گرمای آغوشت
به این سرما گرفتارم

[ یکشنبه 27 مهر1393 ] [ 9:16 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود


اگر دفتر خاطرات طراوت


پر از رد پای دقایق نبود


اگر ذهن آیینه خالی نبود


اگر عادت عابران بی‌خیالی نبود


اگر گوش سنگین این کوچه‌ها


فقط یک نفس می‌توانست


طنین عبوری نسیمانه را


به خاطر سپارد


اگر آسمان می‌توانست یک‌ریز


شبی چشم‌های درشت تو را


جای شبنم ببارد


اگر رد پای نگاه تو راباد و باران


از این کوچه‌ها آب و جارو نمی‌کرد


اگر قلک کودکی لحظه‌ها را پس انداز می‌کرد


اگر آسمان سفره‌ی هفت رنگ دلش را


برای کسی باز می‌کرد


و می‌شد به رسم امانت


گلی را به دست زمین بسپریم


و از آسمان پس بگیریم


اگر خاک کافر نبود


و روی حقیقت نمی‌ریخت


اگر ساعت آسمان دور باطل نمی‌زد


اگر کوه‌ها کر نبودنداگر آب‌ها تر نبودند


اگر باد می‌ایستاد


اگر حرف‌های دلم بی اگر بود


اگر فرصت چشم من بیشتر بود


اگر می‌توانستم از خاک


یک دسته لبخند پرپر بچینم


تو را می‌توانستم ای دور


از دور


یک‌بار دیگر ببینم
ا

[ شنبه 26 مهر1393 ] [ 11:20 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

صدام کن این دم آخرآخه فردا دیگه دیره...

آخه فرا دیگه نیستم کسی جامو نمیگیره...

خداحافظ که دلگیرم سراغت رو نمیگیرم

ببین گفتم خداحافظ یه کاری کن دارم میرم!!!

یه کاری کن بذار حتی بمونم تو بهم بد کن...

پشیمون میشم از رفتن بیا راه منو سد کن

واسه رفتن بگو دیره بگو شب دست و پا گیره...

دارم راهی میشم جونم چرا گریه ت نمیگیره؟؟؟

چرا با چشمای گریون میخوای باشم یه سرگردون؟؟؟

پاشو این لحظه حساسه یه جوری منو برگردون...

بهم چیزی بگو حتی بگو بد کردی بیرحمی

یه کاری کن دارم میرم چرا اینو نمیفهمی؟؟؟

نمیفهمی چرا بی تو من از شب گریه ها خیسم...

اگه رفتم گناهش رو باید پای کی بنویسم؟؟؟

او رفت تا بماند..

[ پنجشنبه 24 مهر1393 ] [ 13:7 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]


 
نشنیدی که دلم گفت بمان ایست نرو...


به خدا وقت خدا حافظی ات نیست نرو...


نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست


گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست نرو...


کاش این ساده دلی های مرا کرده قبول


به خدا در دل من مهر کسی نیست نرو ...


حجم شب طی شدومن پشت سرت داد زدم


که بمان زندگیم عشق صباحیست نرو...



گرچه دل دفتر عاشق شدگان سوخت ولی


باز ازان مانده هنوز اسم تو در لیست نرو...


ترس من گم شدن عقربه ها نیست ولی...


بی گمان راه توآخر به دو راهیست نرو

 
 

[ پنجشنبه 24 مهر1393 ] [ 12:57 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟

 

ای که در چهره پر مهر تو جاریست بهار

 

از غم عشق تو دل آشفته ست

 

و نفس می کشد آرام و صبور

 

زیر آوار تب و درد فراق

 

پریان در خوابند

 

من و اشک و دل و غم بیداریم !

 

گر چه بر خانه قلب من غم

 

بی امان می تازد

 

لیک در ظلمت این درد خموش

 

شوق دیدار تو تا صبح بهار

 

زنده اش می دارد

 

زنده اش می دارد

 

. . .

تصاویر انیمیشنی شگفت انگیز متحرک  www.taknaz.ir

[ چهارشنبه 23 مهر1393 ] [ 7:55 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

گناه دوریت نیست

 

من وقتی با تو بودم

 

نیزدلم برایت تنگ میشد

 

 

[ سه شنبه 22 مهر1393 ] [ 16:19 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

برای تو

در دستم،

 شاخه گلی به رنگ غروب

 در دهانم،

 " پنجاه و سه ترانه ی عاشقانه"ی شمس

 در دلم،

 چیزی که پنهان کردنش کار هر کسی نیست

 چگونه طبیعی باشم؟

با این بی قراری بی مهار

 و این دهان عاشقانه ی بی قرار،

 که اگر دهانم را ببندم

 از چشم هایم سرریز می کند.

 

[ یکشنبه 20 مهر1393 ] [ 10:43 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]


d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ وقتـی نیسـتـی ... ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ بـه قـول یکـی ... ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ یـک جـوریـمـ ... یـک جـور نـآجـور ... ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ دلــمـ !!! ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ خـوب دل اسـت دیگـر ... دسـت خـودمـ کـه نیسـت ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ تنـگ میشـود بـرآیـتــ ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

[ شنبه 19 مهر1393 ] [ 14:8 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

23919697326158470460.jpg
 

[ شنبه 19 مهر1393 ] [ 14:7 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

هنوزم برای تو می نویسم



میخواهم ساده اعتراف کنم...

میخواهم ساده فریاد بزنم...


دلم میخواهد ذره ذره ی وجود سرتا پا آرامشت را...

در بلندای لحظه های خسته از دلتنگی ام هجی كنم...
 
ساده میگویم...
 
گوش كن ... !
 
ع ... ا ... ش ... ق ... م ... !
 
نگاه كن ... !
 
آنچه را كه در سادگی نگاهم پیداست...
 
نیازی به انكار نیست ... !

[ شنبه 19 مهر1393 ] [ 10:56 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]

برای خودم

تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه . . .
 
تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره…
 
تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی …
 
تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی…
 
تویی که تا میای یه کاری کنی میگی : بیخیال…
 
تویی که واس خودت آواز میخونی….
 
تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی…
 
تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی…
 
تویی که نمیدونی چه ریختی خودتوخالی کن…
 
به سلامتی تو…

[ پنجشنبه 17 مهر1393 ] [ 15:26 ] [ غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه ]

[ ]