غريبه اشنا

نوشته هایی نه از خود بلکه مناسب برای یک دل ..شش سال شدروز شمار نبودنت

این ندیدن ها برایم تلختر سر می شود

گفته بودی از نرفتن ها ولی این بارهم
سینه ام از درد دوری بس مکدر می شود

سهم من از باتو بودن باز هم فرهاد من
اشک چشمی در وداعی تلخ و آخر می شود

باز می پیچد صدای گریه ام در کوی دل
از جدایی ها که هربارم مقدر می شود

من که دادم دین و دنیا را به چشمانت چرا
این دلم جرمی نکرده سخت کیفر می شود

آن نوازش های شیرینت شبی با اشک و اه
در نهایت چون حکایت ثبت دفتر می شود
 
بوی گل عالمی را مست وحیران میکند. دیدن توصدهزاران درد را درمان میکند. بعضی هامیگن که با یک گل نمیگ

[ شنبه ۲۴ بهمن۱۳۹۴ ] [ 13:15 ] [ غريبه ]

[ ]

ﺯﻣﺎﻥ ﭼﻴﺰ ﻋﺠیبیست
ﻣﻴﺪﻭﺩ ...
ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺮﻭﺩ..
ﻭﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻰ ﺗﺮﻳﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻯ ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ ﻳﺎ ﻛﻬﻨﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻳﺎ ﻋﻮﺽ !!
ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﻳﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺸﺎﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻴﺸﻮﺩ !!!
ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻳﺮ ﻳﺎ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺛﺎﺑﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻛﺪﺍﻣﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻧﻰ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻛﺪﺍﻣﺸﺎﻥ
ﺭﻓﺘﻨﻰ !!!
ﻣﻦ ﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻢ
ﺯﻣﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﻭ ﺩﻧﻴﺎ ﭘﺮ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻯ ﻭﺍﻗﻌﻰ ....
ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻯ ﻛﻪ ﻧﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﺪ ﻧﻪ ﺯﻣﻴﻦ !
 
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ شنبه ۲۴ بهمن۱۳۹۴ ] [ 13:13 ] [ غريبه ]

[ ]

آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار ، نه
.
می روی اما خودت هم خــــوب می دانی عزیـــز
می کنی گاهــی فــــرامـوشم ولی انکـــار ، نه
.
*********
 
گفته بـــودم بی تو می میــرم ولی ایــن بار ، نه
گفته بـــودی عاشقـــم هستی ولی انگــار ، نه
.
هـــرچه گویی "دوستت دارم" به جز تکرار نیست
خو نمی گیــــرم به این تکــــرارِ طوطیــــوار ، نه
.
تا که پا بندت شَــوَم از خـــویش می رانی مـــرا
دوست دارم همدمت باشــم ولی ســــربار ، نه
.
دل فروشی می کنی گویا گمان کــــردی که باز
با غــــرورم می خـــــرم آن را در این بــازار ، نه
.
قصد رفتن کـــــرده ای تا باز هـم گویــم بمـــان
بار دیگـــر می کنــم خواهش ولی اصــــرار ، نه
.
گه مـرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار ، نه
.
می روی اما خودت هم خــــوب می دانی عزیـــز

[ شنبه ۱۷ بهمن۱۳۹۴ ] [ 7:44 ] [ غريبه ]

[ ]

باور نمی کنم که تو از من بریده ای
یا اینکه عشق تازه تری برگزیده ای
من سالهای سال به پایت نشسته ام
حالا که تو بزرگ شدی قد کشیده ای
حالا که میوه های تنت دست داده اند
حالا که تو به موسم چیدن رسیده ای
باور نمی کنم که تو با من چنین کنی
حرفی بزن،بگو که چه از من شنیده ای
من بشکنم تو را که به جان می پرستمت؟
تو بشکنی بتی که خودت آفریده ای
نفرین به من که قافیه را ساده باختم
نفرین به هر چه عشق به آخر رسیده ای
نه،این خیال ها همه کابوس وحشت است
بیدار کن مرا و بگو که خواب دیده ای!‏
 

[ سه شنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۴ ] [ 8:37 ] [ غريبه ]

[ ]

هواتو کردم من حیرون تو این روزا هواتو کردم

دلم میخوادت میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم

[ چهارشنبه ۳۰ دی۱۳۹۴ ] [ 13:42 ] [ غريبه ]

[ ]

رفت.......

خجالت کشیدم بگم " من هنوز دوستت دارم " ...

دلم نیومد بگم: " دمت گرم ...گند زدی به تمام. باور هایم! ".....

"حسه لجبازیم "نذاشت بگم " ببخشم " ....

"غرورم نذاشت بگم " نرو....بمون کنارم " ....

"دلم " نمیزاره فراموشش کنم....

"عقلم " نمیزاره بگم " برگرد " .....

"خاطراتش " نمیزاره نفس بکشم...

"قسمت " نمیزاره دستام حتی به رویای داشتنش برسه.
....

و این وسط "خدا" با اینهمه بزرگیش فقط "نگاه" کرد ....

و هیچ نگفت......

[ چهارشنبه ۱۶ دی۱۳۹۴ ] [ 12:55 ] [ غريبه ]

[ ]

برگرد
یادت را جا گذاشتی
نمیخواهم عمری به امید این باشم که برای بردنش برمی گردی .

 

برگرد


یادت را جا گذاشتی


نمیخواهم عمری به امید این باشم که برای بردنش برمی گردی .

[ پنجشنبه ۲۶ آذر۱۳۹۴ ] [ 8:9 ] [ غريبه ]

[ ]

تو نیستی اما من به یادتم هنوز

عشق واقعی ب ای میگن

[ پنجشنبه ۲۶ آذر۱۳۹۴ ] [ 7:44 ] [ غريبه ]

[ ]

تنها به عشق خاطره های تو زنده ام

ابرو نگیر...!!!

کودکی ات را به هم نزن.

 

[ دوشنبه ۲۳ آذر۱۳۹۴ ] [ 12:6 ] [ غريبه ]

[ ]

خسته ام 
خسته تر از موجهای دریا 
آن فانوس دریایه تنها 
خسته ام 
خسته تر از قایق بی صاحب کنار مرداب
آن ماهی های صید شده در تور صاد ها
خسته ام خسته از تو 
اغز این فال ها و استخاره ها 
که محکومشان کردم که زیبا جلوه دهند تو را 
خسته ام خسته تر از این دوستت دارم ها 
که گیچ شدند بین دارم یا ندارم ها
خسته ام 
خسته تر از خودم 
دوستت دارم 
ولی تو نمیدانی نمیدانم چرا

[ یکشنبه ۲۲ آذر۱۳۹۴ ] [ 17:20 ] [ غريبه ]

[ ]

اشک من در سوگ هجرانت جهانی تر بکرد 
پس جهانی درد هجرت را زمن باور بکرد 

لاجرم سر دل خود را بگفتم با کسان: 
تکسوار قلب من عزم دل دیگر بکرد 

آنکه روزی قلب شیدای مرا دزدیده بود 
نورسیده فعل عشقش در دلم مصدر بکرد 

ارغوان عشق او در دل شکوفه داده بود 
حیف از آن دارم که آن بگرفت و او پرپر بکرد 

قلب من تازه به کیش عشق او پیوسته بود 
شکوه دارم کاو برفت و قلب من کافر بکرد

[ چهارشنبه ۱۸ آذر۱۳۹۴ ] [ 13:52 ] [ غريبه ]

[ ]

چتـــــری برایم بگیر ...


حتی خیــ♥ــالی ...
خیس دلتنگی ات شده ام...

[ سه شنبه ۱۷ آذر۱۳۹۴ ] [ 13:2 ] [ غريبه ]

[ ]

اولین تیر نگاهت به تنم، یادت هست؟
 
آخرین لحظه ی پرپر زدنم، یادت هست؟
 
دوستت دارم و این جمله به تو گفتم و هیچ
 
معنی و مصدر و اصل سخنم، یادت هست؟
 
وقتی آن لحظه به تو دست تکان میدادم
 
حالت ساحل دریا شدنم، یادت هست؟
 
قند و شیرینی و سرخی لب و عشوه گری
 
سرخی خون دلم بر کفنم، یادت هست؟
 
یاد آر آن دم آخر که به تو می گفتم
 
بی تو بیمارم و زندان تنم، یادت هست؟
 
تو به مه خیره و من خیره به رخسار مهت
 
دلبر مه رخ و سیمین بدنم، یادت هست؟
 
اولین تیر نگاهت به تنم یادم ماند . . .
 
گفته بودی که دلت می شکنم، یادت هست؟!

 

 

[ سه شنبه ۱۰ آذر۱۳۹۴ ] [ 12:52 ] [ غريبه ]

[ ]

یاد کن عشق پلی بود و خرابش کردی
 
میهمان دل ما بود و جوابش کردی
 
یاد کن آن همه شبها که دلم میل تو داشت
 
بی نصیب از خود و بی بهره زخوابش کردی
 
عشق در آیینه داشت مصور میشد
 
سنگ برداشتی و خردو خرابش کردی
 
چشمه ی ناب دلم یاد زلالش به خیر
 
چشمه ای را که ربودی سرابش کردی...
 
مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟  خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی!

[ سه شنبه ۱۰ آذر۱۳۹۴ ] [ 11:31 ] [ غريبه ]

[ ]

x4f_8749734593048545640.jpg

[ سه شنبه ۱۰ آذر۱۳۹۴ ] [ 11:30 ] [ غريبه ]

[ ]

شنیده‌ام آدم‌ها پیش از آنکه بمیرند
تمام خاطره‌هاشان را دوره می‌کنند
و مرگ چقدر بایدمنتظربماند
تاکارمن تمام شود....
 
گفت: پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد. خود را در آب می دید و می رمید. او می پنداشت که از دیگر

[ یکشنبه ۱ آذر۱۳۹۴ ] [ 7:29 ] [ غريبه ]

[ ]

یادت همیشه هست

زیر باران راه رفتن دوش بر دوشت خوش است دست بر دستان تو گرمای آغوشت خوش است  می برد من را به عمق کو

[ یکشنبه ۱ آذر۱۳۹۴ ] [ 7:28 ] [ غريبه ]

[ ]

آنقدر خاطره دارم
که گاهی فکر می‌کنم چقدر پیرم!
وقتی چشم‌هایم را می‌بندم و انگشتان پایم
به منقل زیر کرسی مادربزرگ می‌چسبد
وقتی از رادیو، هر قصه‌ای می‌شنوم،
ظهر جمعه می‌شود...
و چای، از مزارع سیلان تا قهوه‌خانه‌های لاهیجان
تنها در استکان‌های کمرباریک
طعم چای می‌دهد
 
چشم‌هایم را می‌بندم و...
 
حتی این درخت انار باغچه دلش خون می‌شود
همین‌که می‌فهمد
مدیر مدرسه از شاخه‌هایش
چوب فلک ساخته است

[ یکشنبه ۱ آذر۱۳۹۴ ] [ 7:27 ] [ غريبه ]

[ ]

باران میبارد 
 
و چشمهای زیادی 
ناچار به اعتراف میشوند ،
 
چقدر «یادش بخیر » می گویند 
و 
می بارند 
............
 
e3e3e18181c31a1897878ae1d25a8c03-425

[ یکشنبه ۱ آذر۱۳۹۴ ] [ 7:27 ] [ غريبه ]

[ ]

یاد تو...

هم چون ململی نازک بر چمن زاری بی انتها

سپیده دمان می شکوفد

و آفتاب حضورت دامن طلائیش را

تا دور دستهای ذهن من می گستراند

ای چشم های مهربان آفتابی

سهم من از سخاوت بودنت

تنها تصویر گریزانی  از دستان توست 

 

 

[ چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴ ] [ 7:43 ] [ غريبه ]

[ ]

 

يکي در سينه ام فرياد مي زند پرواز کن 

بر تارک ديوار خواهي رسيد 

و از آن سو همزادت را و عشقت را خواهي نگريست

هزاران حيف 

پر مي زنم اما پرواز نه 

گويي دست صيادي پر هاي پرواز مرا بريده است 

شوق پرواز هست اما قدرت پرواز نه

[ چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴ ] [ 7:39 ] [ غريبه ]

[ ]

نادِر از هِنـــــــــــــــــــــــــــد نَبُـــــــــــــــــــــــرد  آنچِـــــــــه... تُـــــــ

[ چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴ ] [ 7:34 ] [ غريبه ]

[ ]

دستانم دلتنگ هم نشینی با توست
 
این شعار نیست
 
شعاع خواستن تو امانم را بریده
 
شمع خانه هم بی تو
 
رنگش پریده
 
وای به حال آن پرنده ای  که
 
با تو هم صحبت بود

[ پنجشنبه ۲۱ آبان۱۳۹۴ ] [ 7:42 ] [ غريبه ]

[ ]

این شبها تقویم تقدیرم
 
فصل پایان فاصله ها را نشان میدهد
 
نه
 
نبودت عادی میشود
 
نه
 
تب خواستنت تمامی دارد
 
تو برایم
 
تمام نمیشوی
 
همچون چهار فصل سال
 
ماندی هستی
 
تا
 
ثانیه های آخر تپشهای قلبم

 

[ پنجشنبه ۲۱ آبان۱۳۹۴ ] [ 7:40 ] [ غريبه ]

[ ]

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ،

یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ،

خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ،

تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ،.

 

 

 

12921764486524501050.jpg

[ شنبه ۱۶ آبان۱۳۹۴ ] [ 7:27 ] [ غريبه ]

[ ]

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

در این بازار مکاران مرو هر سو چو بی‌ کاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

[ شنبه ۱۶ آبان۱۳۹۴ ] [ 7:26 ] [ غريبه ]

[ ]

این قرار داد

تا ابد میان ما

برقرار باد

چشم های تو به جای دست های تو !

من به دست تو

آب می دهم

تو به چشم من

آبرو بده !

من به چشم های بی قرار تو

قول می دهم ریشه های ما به آب

شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم!

 

[ سه شنبه ۱۲ آبان۱۳۹۴ ] [ 17:17 ] [ غريبه ]

[ ]

اولین بارانـــِ پاییز ..

و چله گرفته شب، پشتِ پنجره ..

شیار به شیـــارِ ماه را میکاوم ..؛

میآمیزم در خمِ خطوط پیشانیَت

صدای حادثه ی جدا شدن برگ

سکوت سرد ِ گلدان ِ کنار پنجره ؛
.
.
دوامـــ بیاور تا دق نکند شمعدانی ِ قرمزمــ ..!!

[ چهارشنبه ۶ آبان۱۳۹۴ ] [ 7:51 ] [ غريبه ]

[ ]

کاش دلم شوق پریدن نداشت.

 

 

 

پریدنــ ، "باور" پرنده اے استــ 

ڪهـ بهـ پروآز مے اندیشد

و گرنهـ دلیلــ پروآز پر نیستــ .

[ سه شنبه ۵ آبان۱۳۹۴ ] [ 10:50 ] [ غريبه ]

[ ]

عکس و تصویر شوق دیدار تو را دارم که بیدارم هنوز ماه من هرشب تو را زیر نظر ...

[ سه شنبه ۵ آبان۱۳۹۴ ] [ 10:49 ] [ غريبه ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،