غريبه اشنا

نوشته ها نه از خود بلکه مناسب برای یک دل ..چهار سال تمام شدروز شمار نبودنت

چای ریختن شبانه

وقتی تو نیستی

فرسایشی ترین کار جهان است

مثل این که پای پی این ساختمان مستأصل

آهسته آهسته؛

استکان استکان آب بریزم تا سست شود

یا پای این چنار متروکه

آهسته آهسته؛

استکان استکان سم بریزم تا خشک شود

نوشته شده در پنجشنبه 8 آبان1393ساعت 13:16 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

منو جون پناهت خودت کن برو

من از زخم هایی که خوردم پرم

تو باید از این پله بالا بری

تو بالا نری من زمین می خورم

 

درست لحظه ای که تو باید بری

اسیر یه احساس مبهم شدیم

ببین بعد یک عمر پرپر زدن

چه جای بدی عاشق هم شدیم

نوشته شده در سه شنبه 6 آبان1393ساعت 8:9 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

 
 
پروانــــــــــــــــــه ی مـــــن...

آن کس که شکســــــــت بــــــــال پـــرواز تــــــــــو را...

می دانست که خاطرات پـــــــــرواز تـــــو را خواهد کشـــــت...

ولـــــی خبـــــر نداشــت که تـــــــو مهربــان خـــــدایی داری...

که خودش بــــــــال و پـــــــــــرت خواهد شـــــــــــــد...
نوشته شده در دوشنبه 5 آبان1393ساعت 8:49 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

wWw_LiteMode_iR_15107380.jpg
نوشته شده در چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 14:19 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

دل مَـرنـجان کـه زِ هَـر دل بـه خــــدا راهـی هســت

 

هـر که را هیـچ به کَـف نیســت... به دل آهـی هسـت...

نوشته شده در چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 10:10 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

 

mk756odl64b940x2dgk2_1_.jpg 

 

 

گاهی كسی می شود تكیه گاه دلت..

 

همین كه نباشد...

 

همین كه با محبت نگاهت نكند..

 


دنیا انگار برعلیه توست..

 

دنیا انگار دیگر دنیا نیست..

 

... تنهاترین می شوی..

نوشته شده در یکشنبه 27 مهر1393ساعت 9:17 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

 

17_2_90.jpg

 

چه سرد است
می لرزد تنم


سوز باد چو لالایی می دهد نوید خواب شیرینم


چه افسون زا خواب می برد چشمم


اما یاد تو می زند سیلی بر دو 


گوشم یکسر


مبادا شوم خاموش


یاد تو 
که بی گرمای آغوشت
به این سرما گرفتارم

نوشته شده در یکشنبه 27 مهر1393ساعت 9:16 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود


اگر دفتر خاطرات طراوت


پر از رد پای دقایق نبود


اگر ذهن آیینه خالی نبود


اگر عادت عابران بی‌خیالی نبود


اگر گوش سنگین این کوچه‌ها


فقط یک نفس می‌توانست


طنین عبوری نسیمانه را


به خاطر سپارد


اگر آسمان می‌توانست یک‌ریز


شبی چشم‌های درشت تو را


جای شبنم ببارد


اگر رد پای نگاه تو راباد و باران


از این کوچه‌ها آب و جارو نمی‌کرد


اگر قلک کودکی لحظه‌ها را پس انداز می‌کرد


اگر آسمان سفره‌ی هفت رنگ دلش را


برای کسی باز می‌کرد


و می‌شد به رسم امانت


گلی را به دست زمین بسپریم


و از آسمان پس بگیریم


اگر خاک کافر نبود


و روی حقیقت نمی‌ریخت


اگر ساعت آسمان دور باطل نمی‌زد


اگر کوه‌ها کر نبودنداگر آب‌ها تر نبودند


اگر باد می‌ایستاد


اگر حرف‌های دلم بی اگر بود


اگر فرصت چشم من بیشتر بود


اگر می‌توانستم از خاک


یک دسته لبخند پرپر بچینم


تو را می‌توانستم ای دور


از دور


یک‌بار دیگر ببینم
ا

نوشته شده در شنبه 26 مهر1393ساعت 11:20 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

صدام کن این دم آخرآخه فردا دیگه دیره...

آخه فرا دیگه نیستم کسی جامو نمیگیره...

خداحافظ که دلگیرم سراغت رو نمیگیرم

ببین گفتم خداحافظ یه کاری کن دارم میرم!!!

یه کاری کن بذار حتی بمونم تو بهم بد کن...

پشیمون میشم از رفتن بیا راه منو سد کن

واسه رفتن بگو دیره بگو شب دست و پا گیره...

دارم راهی میشم جونم چرا گریه ت نمیگیره؟؟؟

چرا با چشمای گریون میخوای باشم یه سرگردون؟؟؟

پاشو این لحظه حساسه یه جوری منو برگردون...

بهم چیزی بگو حتی بگو بد کردی بیرحمی

یه کاری کن دارم میرم چرا اینو نمیفهمی؟؟؟

نمیفهمی چرا بی تو من از شب گریه ها خیسم...

اگه رفتم گناهش رو باید پای کی بنویسم؟؟؟

او رفت تا بماند..

نوشته شده در پنجشنبه 24 مهر1393ساعت 13:7 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |


 
نشنیدی که دلم گفت بمان ایست نرو...


به خدا وقت خدا حافظی ات نیست نرو...


نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست


گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست نرو...


کاش این ساده دلی های مرا کرده قبول


به خدا در دل من مهر کسی نیست نرو ...


حجم شب طی شدومن پشت سرت داد زدم


که بمان زندگیم عشق صباحیست نرو...



گرچه دل دفتر عاشق شدگان سوخت ولی


باز ازان مانده هنوز اسم تو در لیست نرو...


ترس من گم شدن عقربه ها نیست ولی...


بی گمان راه توآخر به دو راهیست نرو

 
 
نوشته شده در پنجشنبه 24 مهر1393ساعت 12:57 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟

 

ای که در چهره پر مهر تو جاریست بهار

 

از غم عشق تو دل آشفته ست

 

و نفس می کشد آرام و صبور

 

زیر آوار تب و درد فراق

 

پریان در خوابند

 

من و اشک و دل و غم بیداریم !

 

گر چه بر خانه قلب من غم

 

بی امان می تازد

 

لیک در ظلمت این درد خموش

 

شوق دیدار تو تا صبح بهار

 

زنده اش می دارد

 

زنده اش می دارد

 

. . .

تصاویر انیمیشنی شگفت انگیز متحرک  www.taknaz.ir

نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر1393ساعت 7:55 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

گناه دوریت نیست

 

من وقتی با تو بودم

 

نیزدلم برایت تنگ میشد

 

 

نوشته شده در سه شنبه 22 مهر1393ساعت 16:19 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

در دستم،

 شاخه گلی به رنگ غروب

 در دهانم،

 " پنجاه و سه ترانه ی عاشقانه"ی شمس

 در دلم،

 چیزی که پنهان کردنش کار هر کسی نیست

 چگونه طبیعی باشم؟

با این بی قراری بی مهار

 و این دهان عاشقانه ی بی قرار،

 که اگر دهانم را ببندم

 از چشم هایم سرریز می کند.

 

نوشته شده در یکشنبه 20 مهر1393ساعت 10:43 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |


d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ وقتـی نیسـتـی ... ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ بـه قـول یکـی ... ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ یـک جـوریـمـ ... یـک جـور نـآجـور ... ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ دلــمـ !!! ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ خـوب دل اسـت دیگـر ... دسـت خـودمـ کـه نیسـت ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

d965rjkbndyw4k8xyg2.gif ♥ تنـگ میشـود بـرآیـتــ ♥ d965rjkbndyw4k8xyg2.gif

نوشته شده در شنبه 19 مهر1393ساعت 14:8 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

23919697326158470460.jpg
 
نوشته شده در شنبه 19 مهر1393ساعت 14:7 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |



میخواهم ساده اعتراف کنم...

میخواهم ساده فریاد بزنم...


دلم میخواهد ذره ذره ی وجود سرتا پا آرامشت را...

در بلندای لحظه های خسته از دلتنگی ام هجی كنم...
 
ساده میگویم...
 
گوش كن ... !
 
ع ... ا ... ش ... ق ... م ... !
 
نگاه كن ... !
 
آنچه را كه در سادگی نگاهم پیداست...
 
نیازی به انكار نیست ... !
نوشته شده در شنبه 19 مهر1393ساعت 10:56 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه . . .
 
تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره…
 
تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی …
 
تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی…
 
تویی که تا میای یه کاری کنی میگی : بیخیال…
 
تویی که واس خودت آواز میخونی….
 
تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی…
 
تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی…
 
تویی که نمیدونی چه ریختی خودتوخالی کن…
 
به سلامتی تو…
نوشته شده در پنجشنبه 17 مهر1393ساعت 15:26 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

عشقم بهت عمیق بود اما

این عشق و باید ترک می کردم

از من گریزون بودی و ای کاش

از روز اول درک میکردم

حالا همین تنهایی بی رحم

با من رفیقی دل وفا داره

نون و نمک خوردیم یه جوری که

دست از سر من برنمیداره

عشقم بهت عمیق بود اما

قلبم عمیق تر شکسته انگار

چیزی ازت به دل نمیگیرم

راحت برو محکم قدم بردار

از آرزوهامون جدا موندیم

تو خاطرات گذشته جا موندیم

نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر1393ساعت 14:3 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

اینکه دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر؟


اینکه از من دلخوری انکار می خواهد مگر؟

وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش


دل بریدن وعده دیدار می خواهد مگر؟

عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می شویم


اشتباه ناگهان تکرار می خواهد مگر؟

من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تواند


لشکر عشاق پرچم دار می خواهد مگر؟



با زبان بی زبانی بارها گفتی برو


من که دارم می روم ؛ اصرار می خواهد مگر؟

روح سرگردان من هر جا بخواهد می رود


خانه دیوانگان دیوار می خواهد مگر؟

 
نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر1393ساعت 13:28 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

تازگيها
 
 
شاپرک ذهنم از پیله اش که درآمده
 
 
چه بازیگوش شده
 
 
بي ترس و واهمه
 
 
در گلستان يادت
 
 

از این سو به آن سو میرود ...

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 15 مهر1393ساعت 13:16 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

گاهی وقتا از بعضیا

 
 
یه حرفایی میشنوی

 
که شنیدنش داغونت میکنه
 
 
ولی هیچی نمیتونی بگی
 
 
فقط سکوت میکنی و اشک از گوشه ی چشات
 
 
رو گونه هات سرازیر میشن
 
 
قلبت یهو میسوزه
 
 
انگار یه گوشه از قلبت
 
 
عشقایی رو که نگهداشتی رو آتیش میزنن
 
 
فقط میتونی آه بکشی
 
 
که از ناراحتی خفه نشی
 
 
اخ دنیا کی میخوای از دست این بعضیا راحتم کنی
نوشته شده در سه شنبه 15 مهر1393ساعت 13:14 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

چه بی هیاهوست این خلوت نهانم

شعله ای بیافروز

تا در تنگناهای تاریک شبهای بی ستاره

تو را به تصویر در آورم

غزلهایم برای توست

چرا که تو قطب زنده غزلهای منی

ومن شکسته بال ترین عاشق چند بیت آخرم 

نوشته شده در دوشنبه 14 مهر1393ساعت 7:31 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

تو دنیایی که جای آرزوهاست


کسی جز تو منو عاشق نمی خواد


بیا تا تکیه گاه من تو باشی


دلم مثل خودت تنهای تنهاست

نوشته شده در دوشنبه 14 مهر1393ساعت 7:28 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

نوشته شده در یکشنبه 13 مهر1393ساعت 7:55 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

 

نوشته شده در یکشنبه 13 مهر1393ساعت 7:52 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

 

نوشته شده در یکشنبه 13 مهر1393ساعت 7:52 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

نوشته شده در یکشنبه 13 مهر1393ساعت 7:51 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

سکوت ِ خانه را ، جیرجیرک ها می شکنند ..

تاریکی ِ شب را ، کرم های شب تاب ..

و قلبِ من را ، دوری از تو ..

همیشه نزدیک بمان ..

تا صدای جیرجیرک ها و نور کرم های شب تاب ، شبمان را عاشقانه تر کنند ..
 
نوشته شده در شنبه 12 مهر1393ساعت 13:19 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

دِلَــــم خــــوش بـــود :

اگـــه دَســـتانَش تو دَســـــتام نیست ، دلِــش که با منـــه

وَقـــتی دلــش با مَـــنه یَعنی تَمام او مالـــه مَنـــه

اما حـــالا نـــه دَستــــاش تو دَستــــامه , نه دِلــــش با مَنه !!!

چـــقَدر سَختـــه تَحَمُـــــل ایــــنکه یــــدَفـــعه تُـــــهی شی ازش …

نوشته شده در شنبه 12 مهر1393ساعت 13:15 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |

love_kart_postal.jpg

نوشته شده در پنجشنبه 10 مهر1393ساعت 7:40 توسط غريبه (نوشته هااز خودم نیست حال دلمه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت