غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

کویرم کرد

 

ابری که دلش جای دیگری گیر بود

 

نوشته شده در یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ساعت 7:8 توسط غريبه | |

دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است

وگرنه چشمانم را می بستم

و به آوازی گوش میدادم

که در آن دلی می خواند

من تو را

او را

 

کسی را دوست می دارم !

نوشته شده در یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ساعت 7:7 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت