هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
ماه در چشمت یک قصّه بیش تو که نمیدانی امروز که محتاج توام
به رقص آمد
غـزل را باب کرد
اینچنین شد عاشـقی آمد
مــرا بی خواب کرد
مـن کویرم با تـــو
امـا تشـنه هرگز نیسـتم!!!! ![]()
نیست غم عشق و
هر کسی
زین قصه می کند به زبانی،روایتی
ور خواهی از
روایت من با خبر شوی :
برقِ ستاره ای و شبِ بی نهایتی
![]()
هر آدمی دلتنگی های
مخصوصِ خودش را دارد،
و تو پنهانی ترین دلتنگیِ منی...!![]()
جای تو خالی است
فردا که میآیی به سراغم
نفسی نیست... ![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

