هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
(تصدقت) به رسم هر شب بیا باز آی و برچَشمم نشین ************************************************* از تو دل برنکنم ************************************************ پلک های خسته ام را بس که من با درد هجرانت مدارا کرده ام دوستی و عشق
یک بغل ستاره بیاور ...
اندکی ماه...
(درد و بلایت به جانم) خودت را برسان به رویاهایم که سخت چشم براهند؛
بالشم پر از وسوسه تو میشود باز
(ملکه من) نکند دیر بیایی
من و چشم به راهی مدتی است که هم خانه ایم،
رویاهایم را خواب زده نگذار
راستی (ملکه قلبم) کمی از عطر همیشگی ات بیاور برای
برای فردا
برای مباداهای دور می خواهم![]()
ای دل سِتان نازنین...
تا دل و جانم باشد,
میبرم جور تو تا
وسع و توانم باشد..
یاد تو
آرام بست...
خیالم
با خیال بوسه هایت
امشب
آرام گرفت....![]()
خویش را در حلقه ی عشاق رسوا کرده ام
درد را بی گفتگو باید به اهل درد گفت
در غمت با شمع زین رو گفتگو ها کرده ام
اشک را گفتم چرا میریزی ای دیوانه گفت:
روزن امّیدی از این گوشه پیدا کرده ام
منّت از خوبان کشیدن شیوه ی آزادگیست
زین سبب، قامت خم از بار تمنا کرده ام.!!!![]()
دو صندلی خالیست
میان دو دلی که
بی بهانه
یکدیگر را می فهمند
گاه تو
بخاطر من کنار منی
گاه من بخاطر تو کنارت ![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

