غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

همچنـان ...
در پاسـخِ دشنـام ...
می گويـم : ســـلام ...!!

" عاقـلان داننـد ، دیگـر حاجـت تفسیـر نیسـت "

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵ساعت 7:46 توسط غريبه | |

 
کاش مادرم...

کمی از لبخندهای...
روزهای کودکی هایم را ...
کنار پونه ها و نعناهایش ...
خشک می کرد ...
برای این روزهای دلتنگی ام ...
نوشته شده در پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۹۵ساعت 15:44 توسط غريبه | |

درد بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همین!
بی تو بودن، درد دارد! می زند من را زمین
می زند بی تو مرا، این خاطراتت روز و شب
درد پیگیرمن است، صعب العلاج یعنی همین!
ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ,ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ
ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻱ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺎﻩ
ﺑﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﮕﺮ ﻓﺮﻗﻲ ﻫﺴﺖ؟
ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻧﺼﻴﺒﻲ ﻧﺒﺮﻱ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺁﻩ
فریدون مشیری
نوشته شده در پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۹۵ساعت 15:43 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت