هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
سنگـفرش های خیـس قسم به خورشید چه تلالویی .. قسم به تمامی آیینه ها #جبران_خلیل_جبران رفته بودم سر حوض
برگ هـای زرد
هـوای گرفته و ابری
و اما روزهای روشن در راه ... ![]()
آنگاه که تو بر آن میتابی !
قسم به همه دانه ها
آنگاه که در خاک میمیرند
و در نور متولد میشوند !
چه رستاخیزی .. قسم به ساقه ای که در باد میشکند
آنگاه که از ایشان جز خاکستری
برجای نمی ماند
آنگاه که در برابر آب قرار میگیرند
قسم به لطافت نور قسم !
میدانم
که میدانی
دوستت دارم ...![]()
تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد ![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

