غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)
هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
هواتو کردم من حیرون تو این روزا هواتو کردم دلم میخوادت میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم رفت.......
نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۴ساعت
13:42 توسط غريبه | |
خجالت کشیدم بگم " من هنوز دوستت دارم " ...
دلم نیومد بگم: " دمت گرم ...گند زدی به تمام. باور هایم! ".....
"حسه لجبازیم "نذاشت بگم " ببخشم " ....
"غرورم نذاشت بگم " نرو....بمون کنارم " ....
"دلم " نمیزاره فراموشش کنم....
"عقلم " نمیزاره بگم " برگرد " .....
"خاطراتش " نمیزاره نفس بکشم...
"قسمت " نمیزاره دستام حتی به رویای داشتنش برسه.
....
و این وسط "خدا" با اینهمه بزرگیش فقط "نگاه" کرد ....
و هیچ نگفت...... نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۴ساعت
12:55 توسط غريبه | |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

