غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد
خاطره خشکیه
خاطره خشکیه
اونوقت همه ی خاطراتتو
همونایی که ارزش گرفتن دمپایی پاره هم ندارن
میریختم تو کیسه
و میدادم بهش
و میرفت رد کارش

نوشته شده در جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۹۷ساعت 10:1 توسط غريبه | |

ساده هستم
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم…
ساده میمیرم…
اما…
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …

نوشته شده در سه شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷ساعت 17:2 توسط غريبه | |

 

جمله حیرانند و سرگردان عشق

ای عجب! این عشق سرگردان کیست

جمله مهمانند در عالم ولیک

کم کسی داند که او مهمان کیست

#مولانا

 

نوشته شده در پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷ساعت 7:51 توسط غريبه | |

امشب تمــام حوصلـه ام را
در یک کلام کوچک
در «تو»
خلاصــه کردم :
اے کاش می شــد
یک بار
تنهــا همیـن
یک بار
تکــرار می شــدے !
تکــرار...

"قیصر امین پور"

نوشته شده در پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷ساعت 7:44 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت