هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
کاش یکی بود که توی کوچهها داد میزد ساده هستم جمله حیرانند و سرگردان عشق
خاطره خشکیه
خاطره خشکیه
اونوقت همه ی خاطراتتو
همونایی که ارزش گرفتن دمپایی پاره هم ندارن
میریختم تو کیسه
و میدادم بهش
و میرفت رد کارش![]()
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم…
ساده میمیرم…
اما…
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …![]()
ای عجب! این عشق سرگردان کیست
جمله مهمانند در عالم ولیک
کم کسی داند که او مهمان کیست
#مولانا![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

