غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد
خاطره خشکیه
خاطره خشکیه
اونوقت همه ی خاطراتتو
همونایی که ارزش گرفتن دمپایی پاره هم ندارن
میریختم تو کیسه
و میدادم بهش
و میرفت رد کارش

نوشته شده در جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۹۷ساعت 10:1 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت