غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

(تصدقت) به رسم هر شب بیا
یک بغل ستاره بیاور ...
اندکی ماه...
(درد و بلایت به جانم) خودت را برسان به رویاهایم که سخت چشم براهند؛
بالشم پر از وسوسه تو میشود باز
(ملکه من) نکند دیر بیایی
من و چشم به راهی مدتی است که هم خانه ایم،
رویاهایم را خواب زده نگذار
راستی (ملکه قلبم) کمی از عطر همیشگی ات بیاور برای
برای فردا
برای مباداهای دور می خواهم

نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹ساعت 7:57 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت