غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

 

 

آيـينـه پرسـيــد که چـرا ديــر کرده است         نکند دل ديگري او را سير کرده است
خنديدم و گفتم او فقط اسير مـن است          تنـها دقـايقي چند تأخيـر کـرده است
گفتــــم امـــروز هـــوا ســـرد بوده است         شـايد موعد قــرار تغييـر کـــرده است
خنـديــد بــه ســادگيـــم آيـيـنـه و گفـت          احساس پاک تو را زنجيـر کرده است
گفتم از عشق من چنين سخن مگوي          گفت خوابـي سال‌ها ديــر کرده است
در آيـيـنـه به خـود نـگاه مـي‌کنــم ـ آه !         عشـق تو عجيب مــرا پيـر کرده است
راست گفـت آيـيـنـه کـه منتظـــر نباش          او بـــراي هميـــشه ديـــر کـرده است
نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۰ساعت 11:16 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت