هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
I 'm waitin Even if the rain without an umbrella hundred years stay من زیر باران ایستاده ام....و
انتظار تو را می کشم..... چتر روی سرم نیست.... می خواهم قدم هایت را ، با
تعداد قطره های باران شماره کنم.... تو قبل از پایان باران میرسی یا باران
قبل از آمدن تو به پایان می رسد؟!... مرا که ملالی نیست.... حتی اگر صدسال هم
زیر باران بدون چتر بمانم.... نه از بوی یاس باران خورده خسته می شوم.... نه
از خاکی که باران ، غبار را از آن ربوده است... هر وقت بلبل برایت نغمه ی
دلتنگی خواند.... و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا..... من
تا آخرین فصل باران منتظرت می مانم..
I 'm standing in the rain
Umbrella is not on
my head
Want your step , the number of raindrops to numbers
Before the end of your walk rain or rain ends before you come ?
Malalai me is that
Not get
tired of the smell of jasmine been rained
Rather than soil ,
rain, dust it is stolen
Every time you sing the nightingale sings
of nostalgia
Come take Dydarhayman wanted the wall![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

