غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

باید تو رو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی
تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه عاشق منی
بازم منو خط می زنی
باید تو رو پیدا کنم
تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من
می تونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از
رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد
این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر می کنی
حس می کنم از راه دور
آخر یه شب این گریه ها
سوی چشامو می بره
عطرت داره از پیرهنی که
جا گذاشتی می پره
باید تو رو پیدا کنم
هر روزتنها تر نشی
راضی به با من بودنت
حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه
پروازمو پرپر کنی
محکم بگیرم دستتو
احساسمو باور کنی
باید تو رو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی
تقدیر بی تقصیر نیست
باید تو رو پیدا کنم
هر روزتنها تر نشی
راضی به با من بودنت

حتی از این کمتر نشی

سکوت نهایی

نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲ساعت 19:29 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت