غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

همه رفتن‏‏،کسی دور و برم نیست…

چنین بی کس شدن در باورم نیست…

اگر این آخر و این عاقبت بود…

به جز افسوس هوایی در سرم نیست…

همه رفتن کسی با ما نموندش

کسی خط دل ما را نخوندش…

همه رفتن ولی این دل ما را

همون که فکر نمی کردیم سوزوندش

چه حاشا، تقه ای بر در نخورده!

که آیا زنده ایم یا جون سپرده!!

چه حاشا صحبتی حرفی کلامی…

که جز رفته پایین ما نمرده….

عجب بالا و پایین داره دنیا…

عجب این روزگاز دلسرد با ما

یک روز دور و برم صد تا رفیق بود

مرا امروز ببین تنهای تنها….

خیال کردم که این گوشه کنارا، یکی داره هوای کار ما را

یکی هم این میون دلسوز ما هست….

نداره آرزو ، آزار ما را

عجب بالا و پایین داره دنیا

عجب این روزگاز دلسرد با ما

یک روز دور و برم صد تا رفیق بود

مرا امروز ببین تنهای تنها….

نوشته شده در شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ساعت 16:52 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت