غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)
هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
گريه کردم تا بدوني زندگي بي غم نمي شه اگه دستامو بگيري از غرورت کم نمي شه ساکت و صبوري عاشق وقتي حوصله نداري پيش حرفاي دل من حرف عشق و کم مي ياري لحظه ها تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من کاش چشمات يه جاده مي زد از دل تو تا دل من اي که لحظه ها مو بردي تو خيالت به اسيري نکنه بياي دوباره بهونه تازه بگيري من سبد سبد صداقت به دل تو هديه کردم نکنه مي خواي بگي که مي رمو بر نمي گردم خوب مي دوني نمي تونم بي چشات دووم بيارم ولي از اون دل سنگت گله دارم گله دارم ميدوني گله ام را ديگه بردم پيش خدا
نوشته شده در سه شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰ساعت
16:13 توسط غريبه | |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

