غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)
هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
به چه مي خندي !؟
به چه چيز!؟
به شكست دل من يا به پيروزي خويش !؟
به چه مي خندي...!؟
به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد!؟
يا به افسونگريه چشمانت كه مرا سوخت و خاكستر كرد...!؟
به چه مي خندي !؟
به دل ساده ي من مي خندي كه دگر تا به ابد نيز به فكر خود نيست !؟
يا به جفايت كه مرا زير غرور له كرد !؟
به چه مي خندي !؟
به هم آغوشي من با غم ها يا به ........
خنده داراست.....
بخند خدایی هم هست نوشته شده در جمعه ۱۵ مهر ۱۳۹۰ساعت
11:59 توسط غريبه | |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

