غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم  راستي غريبه اشنا ميداني ديگر زرد شدم براي هميشه

نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۰ساعت 14:7 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت