غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)
هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
آتش زدی به تار و پودم ای عشق / بر هستی و بر بود و نبودم ای عشق سر خورده و بی چاره و خوارم کردی / من با تو مگر چه کرده بودم ای عشق . . . ؟اری من با تو چه کرده بودم فقط به دلم خوب بودن تذکر داده بودم اما نمیدانست وقتی خیلی خوب شد خیلی بیشتر بدی می بینه بیشتر میشکنه بیشتر تنها میشه یادمان باشد وقتی تنها بودیم به هیچ کس نگوییم تنهایی خیلی سخته ............
نوشته شده در دوشنبه ۲ آبان ۱۳۹۰ساعت
22:29 توسط غريبه | |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

