غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

بگو كه كدوم خاطره ميايد پناه  دل م ميشه تا جلوي هق هق اشكام بگيره  بگو؟

بگو بهم كدوم ترانه ات به دل عاشقم مينشيند تا زخمش را التيام بخشد بهم بگو؟

غريبه اشنايم من بايد تا كجا پرواز كنم  تا تورا پيدا كنم يا كجا بشينم سرراهت تا تو برگردي

بهم بگو ؟ بايد جوابم دهي

من در كدام پشت پنجره بنشينم تا تو از ان طرف رد شوي غروبدلم يا پنچره طلوع دل بهم بگو؟

غريبه اشنايم توي اين سكوت و برزخ دل سنگيت تا كي اسير بمانم  وتو بغض كدام حنجره اي  بگو؟

من هميشه حست ميكنم يا دلتو هم حس  دارد ؟ راستي اصلا دل من برايت ارزش داشت

اري براي معبودش همون كسي كه  پناه دل شكستگان هست ارزش داشت راستي دل شكسته پيش خدا چقدر عزيزه؟

تو خبر داري نه فكر نكنم چون تو هم در شكستنش  كمك كردي اري غريبه اشناي دردام

تو خبر داشتي كه دل نازك من خيلي برايت زود تنگ ميشه با عطرخاطره هات با عطر صداقت

بهت گفت هميشه براي دلم ميماني و تو گفتي به خدا تا قيامت با دلت ميمانم

پس خط بزن فاصله ها را بذار نبض دلم   خاموش نشه

راستي غريبه اشنايم  الان ميداني ياد چي  افتادم ياد شونه ات چون بدجوري چشمام اشكي شده

ميگوين ادما وقتي احساس دلتنگي ميكنند  با خدا حرف ميزنند منم  امروزبا خدايم حرف ميزنم  تو هم

براي خدا بگو . بگو چطور توي غريبي بودم تو هم با رفتنت دلمو شكستي

راستي يك تكه از دلم ميداني كجا افتاده اونو كه بياري دلم پيوند ميخوره

راهش خيلي دوره  ميتواني بياوريش  من ميگويم اگر ميتواني بده به مهربوني بياوردش تا

 حد اقل دل شكسته پيوند بخوره حالا دلم هم شكسته هم گرفته پس ان مهربوني ان  شونه ها

 كجاست  تو بگو؟

  

نوشته شده در جمعه ۱۳ آبان ۱۳۹۰ساعت 10:41 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت