غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

اولین بارانـــِ پاییز ..

و چله گرفته شب، پشتِ پنجره ..

شیار به شیـــارِ ماه را میکاوم ..؛

میآمیزم در خمِ خطوط پیشانیَت

صدای حادثه ی جدا شدن برگ

سکوت سرد ِ گلدان ِ کنار پنجره ؛
.
.
دوامـــ بیاور تا دق نکند شمعدانی ِ قرمزمــ ..!!

نوشته شده در چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۹۴ساعت 7:51 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت