غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

 

يکي در سينه ام فرياد مي زند پرواز کن 

بر تارک ديوار خواهي رسيد 

و از آن سو همزادت را و عشقت را خواهي نگريست

هزاران حيف 

پر مي زنم اما پرواز نه 

گويي دست صيادي پر هاي پرواز مرا بريده است 

شوق پرواز هست اما قدرت پرواز نه

نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴ساعت 7:39 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت