غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

شانه هایت را برای گریه کردن ، نه ! 
برای تکیه کردن ، دوست دارم
ابرهای آسمان ِ ابری سرد ِ کنون را 
از برای این سرودن ، دوست دارم
سر بروی شانه های مهربانت می گذارم ،
 هستی ام ! این جان فدایت
این دمادم عاشقی را گرچه مستم 
از نگاه عاقلت من ، دوست دارم
 
 
نوشته شده در چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ساعت 11:29 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت