غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

در سایه ی یک نگـــاه
گاهی می توان دمی آسود

در جاری یک صـــدا
گاهی می توان غرق بودن شد

در حجم بودن عـشــق
گاهی می توان هیچ شد

در اوج یک آسمان مـهـــر
گاهی می توان از هزاران قله گذشت

می توان در هجوم تمام هستها نیست شد
و در برابر تمام نبودنها به یک بـــودن بالید

نوشته شده در جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷ساعت 8:50 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت