غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

اعتبار تو به حضورت نبود
دور بودی
اصلا نبودی
من فقط 
میخواستم سفر کردن به چشمهای تو
زیباترین سفر من در زندگی باشد
و ماندگار شدن در چشمهای تو 
شیرین ترین 
خاطره ی سفرم شود
چه حکمتی بود
نه به نگاهی دلم را خوش کردی
نه به سفری
نه به خاطره ای!

نوشته شده در جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۹ساعت 11:42 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت