غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

این گونه که هرثانیه دل می بری از من
بنشین به تماشای منِ دیگری از من...

من داعیه دار غزلی معجزه خیزم
عشق تو چنین ساخته پیغمبری از من

سقف كَرَمم قدر کف لطف تو هم نیست
تو عاشق اگر نیستی عاشق تری از من...

بگذار به دنبال تو ای باد ! بیایم
می میرم از اندوه ، اگر بگذری از من

خون،در تن من پیش تو،خود عین شراب است
هُرم نفست ساخت چنین ساغری از من

منعم مکن از آتش عشقت که در این راه
خیر است اگر خاسته شور و شری از من

جز نام خود ای نام تو آهنگ قیامت!
هرگز نشنیدی سخن محشری از من

نوشته شده در دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ساعت 12:48 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت