غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

خواستم بگویم دوستت دارم
 اماتو از دل من هم گسستی
تمامه خوابهایم را شکستی
نگفتی شاید او دلبسته باشد!
نکردی رحم و پلها را شکستی

ندیدی اشکهایم بی قرارند؟
ندیدی سالهایم بی بهارند؟
نگفتی شاید او بی من بمیرد!ندیدی دستها چشم انتظارند

 

 

نوشته شده در جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۱ساعت 12:53 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت