غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

تو در خوابی امشب من گریان بیدارم

تو در خوابی من امشب با چشمان  تو را در بیداریم می بینم

در اوج پرواز بالم را شکستی  و خود پرواز کردی

امشب برایت از رازی خواهم گفت که در سینه ام  نهفته شده

امشب از چشمانم برایت خواهم گفت که هنوز هم  اشک دارد

امشب دلم گرفته  تو باارامش بخواب که سخت است

 

نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ساعت 23:26 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت