غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)
هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
اگه میدونستی یه بندر وقت رفتن کشتیها چه تنها میشه ، اگه میدونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرندهها چه غمگین میشه اگه میدونستی رفتنت چه آتیشی به جونم کشید اون وقت این قدر راحت نمیگفتی : خداحافظ
اگه میدونستی قطره بارون وقت دور شدن از ابرا چه حسی داشت، نوشته شده در شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۱ساعت
12:37 توسط غريبه | |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

