هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
پشت ابر تیره پنهون شد و رفت ماه بی معجزه ماه بی فروغ از شبای پر ستاره قصه موند قصه هایی نه حقیقت نه دروغ تار و پود قصه های کهنه رو نخ تسبیح ستاره ها کنه بیا و پیرهن ابرو بپوشون به درختایی که عریون افتادن پای صحبت شکوفه ها بشین دست سرمای زمستون افتادن اینجا تا خدا یه دنیا فاصله است بگو این فاصله یادشون نره تار و پود قصه های کهنه رو نخ تسبیح ستاره ها کنه بیا و پیرهن ابرو بپوشون به درختایی که عریون افتادن پای صحبت شکوفه ها بشین دست سرمای زمستون افتادن
یکی نیست پرنده های خسته رو از تو آشیونه ها رها کنه
به پرنده ها بگو پر بکشن دنیا برزخ گناه و کیفره
یکی نیست پرنده های خسته رو از تو آشیونه ها رها کنه![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

