غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

خیلــی سخته فــراموشت کنم
 
این دلو بی سرو سامونش کنم
 
نمی دونم عشقی که داشتیم هنوزم یادته
 
گلهـایــی که دادم بهت عـزیـــــزم کنــارته؟
 
یادتـه به من می گفتی همیشه کنـارتم
 
هر جای دنیا که باشی همیشه به یادتم
 
خیلــی سختـه فـراموشت کنم
 
این دلو بی سرو سامونش کنم
 
نمی تونـــم از تــو ساده بگذرم
 
این دلو پیــر و زمیـن گیرش کنم
 
اون نامه هایی که دادم هنوزم تو دستته
 
بعد قهر و آشتیامون خنـــده هامون یادته
 
یادته به من میگفتی نمیشه بی تو سر کنم
 
خـودمو آتیش می زنــــم یه روز ازت گذر کنم
 
خیلـی سختـه فــراموشت کنم
 
این دلو بی سرو سامونش کنم
 
نمی تونـم از تو ساده بگذرم
 
این دلو پیر و زمین گیرش کنم
 
هر جای دنیا که باشی همیشه به یادتم
نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 13:32 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت