غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)
هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
حالا که هیچ جا برای صدا کردنت نیست
حالا که مثل یک غریبه شدم برایت حالا که باژست بی تفاوت زندگیم تیره کردی حالا که مثل گفتی زندگی دل سوزندنه حالا که گفتی حوصله ات ندارم حالا که میدونی من بعد تو نیستم تو ی دنیایی زنده ها چطوری دلت میاد بری منو جا بذاری حالا که بدجوری شکستیم حالا که هر جا نشونی ازت میبینم انجا صدات میکنم بدون حالا دیگه با اشک چشام اه دلم صدات میکنم
نوشته شده در سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۱ساعت
16:58 توسط غريبه | |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

