غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

وقتی میایی. صدای پات از همه جاده ها میاد!

انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد ! 

تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن میرسه ! 

هر چی که جاده است رو زمین به سینه من میرسه !

 ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم، اگه تو را داشته باشم

به هر چی میخوام میرسم !

 وقتی تو نیستی قلبم را واسه کی تکرار بکنم؟

گلهای خواب آلوده را واسه کی بیدار بکنم؟

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه؟

مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه؟

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو را داشته باشم

 به هر چی میخوام میرسم!

 عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو، عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو !

نه من تو را واسه خودم نه از سر هوس میخوام، عمر دوباره منی !

 تو را واسه نفس میخوام، ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم، اگه تو را

داشته باشم به هر چی میخوام میرسم

نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:47 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت