غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)
هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
خدایا خودت بهم کمک کن
، تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری ، قلب می ذارم که جا بدی ، اشک می دم که همراهیت کنه ، و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم چون اگه هر کدوم از اینها نباشد شما بندگانم طاقتتون کمه اگه برمیگردونمتون واسه اینه که بدونی روزی هست که توی صورتم نگاه کنی واسه کارهایتون بهانه نتونی بیاوری دلی را اگه شکستی بدونی ان دلم خانه من بوده کسی را تحقر کنی بدونی ان هم بنده من بوده پس هر روزی که کار ی کردیم که دلی شکست بنده ای تحقیر شد به یاد اوریم روزی را که جلوی خدا هستیم
نوشته شده در دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ساعت
22:54 توسط غريبه | |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

