غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند

و دلهایی که سوختند ولي  نسوزاندند

تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست

ولي حاضر نشدند غرور  هيچ كس را بشكنند

تقديم به ادمهايي  كه وقتي  اسم خدا را بردند

هرگز  اسم اورا براي  دنياي ماديشان هزينه نكردند

تقديم به همه ان  كساني كه در حضور خدا عهد بستند

و  هيچ وقت نگفتند هيچ كس در جهان ما را نميبينه

تقديم به همه ان مرداني كه مردانگي خودشان را شكستند

اما هيچ وقت انسانيت كسي را به بازي نگرفتند

تقديم به همه انهايي كه ميدانند  دو روزي بيشتر

در اين زمين خاكي مهمان نيستندو به وجودشان ننازيدند

تقديم به همه انهايي  كه وقتي اطرافشون پر بود جو گير  نشدند

و ان كسي را ديدند كه تنهاست

تقديم به همه انهايي  كه وقتي دور برشون  ادمهاي خاكي بود 

خدا را فراموش نكردند

تقديم به همه انهايي  كه  وقتي  ديدند يكي تنهاست

رفتند  او را از تنهايي  دراورند

تقديم به ان  كساني كه وقتي مي دانند  اين جهان خاكي

نميتواند هميشگي باشد عهدي را نبستند تا هيچ كس را تنها نكنند

نوشته شده در سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱ساعت 13:14 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت