غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من


پروانه نبودم اما

سالهاست   به دور خودم مي چرخم

با اتشت سوختم و تو سوختنم را به نظاره

نشستي  رفتنت در من اتشي بر پا كرد

كه  همه بالهايم سوخت و توان پرواز  ندارم ديگر

من در گوشه اي  روشنايي  تو را مي بينم

و تو بي خيال  از  سوختن من هچنان سو سو ميزني

وباز تواز پروانه بي بال  پرواز  ميخواهي
نوشته شده در شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۱ساعت 20:3 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت