غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

همه لحظه هايي كه دلتنگ می شوم

هر شعر ي براي من بغضی می شود

و هر بغض سنگی بر  سرم فرو ميايد

و رویای ها خوبي ها و مهتابی دور را

در برکه چشمانم  هميشه

آشفته می کند اين روزها و  لحظه ها ...

برکه ای که آرام ارام هر لحظه

از گوشه چشمانم سرازیر می شود...
نوشته شده در یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۱ساعت 21:50 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت