هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
اين لحظه ها براي تو دلتنگي دارم اين لحظه ها براي تو غمناكم اين غروبها براي بودنت بهانه مي گيرم غم رفتنت تيري بر قلبم بود و هنوز در باورم نگنجيده جاي خالي تو را دلتنگيم انقدر زياد شده كه بر قلبم سنگيني ميكند چه سخت است دلتنگي هاي روز جمعه با نبودن تو همراه شود غروبهاي جمعه خودشان دلتنگي داشتند تو چرا رفتي جمعه هايم را دلگير تر كردي در اين زمونه كه با غصه و غم ميگذرد برايم من همچون مرغ سرگشته اي به دنبالت ميگردم اما هيچ جا نيستي و من فقط با عكسهايت سر ميكنم غم رفتنت انقدر برايم سنگين بود كه چشمانم ديگر اشكي ندارند و با دل مي گريم دلگيري غريب بودن سخت است اما دل گير تر از ان اين است كه نتوني در لحظه پروازش لحظه اي كنارش باشي دلگيريم انقدر زياد است كه از اشكهايم برايت پيداست من با تو حرفها دارم حالا با خيالت حرف خواهم زد برايم همه چيز بودي از دلشكستگيهاي كودكانه تا غريب بودنهاي حال دلگيرم اما باور دارم هميشه مرا مي بيني برايم دعا ميكني مادرم هميشه برايم زنده اي هميشه .هميشه
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

