غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

باز هم دلتنگی...

آرام درکنار پنجره نشسته ام


و دل داده ام به صدای باران


.که اشکهایم را زمزمه می کند


داستان دلتنگی بلند است


و فرصتی نمانده برای گفتن


!شاید وقتی دیگر بگویم از تنگی قفس
 
مادر نازنينم دلتنگتم
نوشته شده در چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۱ساعت 13:54 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت