غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

بوسه ی باد خزونی با هزار نامهربونی

زیر گوش برگ تنها میگه طعمه ی خزونی

برگ سبز و تر و تازه رنگ سبزش می بازه


غرق بوسه های باد و وحشت روز های تازه


میکنه دل از درخت و میشه آواره ی کوچه،


کوچه ای که یادگاره روزهای رفته و پوچه


میشینه گوشه ی کوچه چشم به آسمون میدوزه


میکنه یاد گذشته دلش از غصه میسوزه

نوشته شده در دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲ساعت 22:33 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت