غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

ديشب روي شيشه ي تبدار تو را (ها) کردم / با نفسم اسم زيباي تو را جدا کردم / شيشه بدجور ابري و باراني شد / شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم / با نوک انگشت کشيدم عکس زيباي تو را / عکس زيباي تو را سير تماشا کردم
نوشته شده در دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۰ساعت 22:54 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت