هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
دلي كه ميشكنيم ارزان نيست يه جايي بايد بهايش بپردازيم يه وقتي شايد همين نزديكي ها........................
یکی بود... اون یکی هم بود... از بدشانسی من... چند تا دیگه هم یواشکی بود!!! فقـــط ... حلالم کن اگر هنوز شب ها با یاد تـو می خوابم.... رفــــت ... رفت...تـو نه! عمرم را می گویم. رفت... تـو نه! روزهای خوش زندگی ام را می گویم... کـاش برگردد... باور کن تـو را می گویم. مثل بهشت زهــــراســـت... فضای مجازی واســـه بعضــــیا مثل بهشت زهراست... تو زیباترین تابلوی دیوار زندگی منی … تـو زیباترین تابلوی دیوار زندگی منی … خــــــــدایــا دســتـــــانــی را در دســـتــانـــم قـــرار بــده خــــــــدایــا… دســتـــــانــی را در دســـتــانـــم قـــرار بــده کــه پـــاهــایـــش بــا دیـــگـــری پــیــش نـــرود… فقـــط تــــــو میـــ ـان دِلتَنگــی هایَـــــم باشــ تا فَراموشَــ ـــت نَکُــنَم… تا بــــه یاد داشـــ ـــته باشَمَـــــت… تا بویَـــ ــــت را حِــس کُنَـــــــم… تا بِــــــ ـدانَــــم که هَستـ ـــــی… تَـــــــ ـمامِ دُنیـــ ــــام قَلبَــــمه… دنیـــ ــــام باشــــ ـــه واسه تــــو… تا بِدانــــ ـــی میانِ ثانیــــ ـــه هایِ دِلتَنگیـــــهامـــ تــــــو وجــــــ ــــود داریــــ ـــ…. فَــقَط تـــ ــــو با خـــاطـراتتـــ چـه کنــم؟ تـو برای همیشـه می روی و مـن چقـدر کار روی سرم ریختـه خاطراتـــ زیادی برای فراموش کردن دارم محــــال استـــ پستچی حواس پرتــــ نامـه های تـو را در خانـه همسایـه می انـدازد و گرنـه محال استــــ فراموشم کـرده باشی مــثـل آب خـــوردن اســــت قــــرصهـــای پـــنهـــانـی ... سـیگارهــای پـــنهـــانـی ... بــغــضهـــآی پـــنهـــآنـی ... و بـــعد پنـــهــان شـــدن پــشــتِ لبـــخــنـدی بــــزرگــــــ ... آدم هـــآ رآ گــــول زدن ! مــثـل آب خـــوردن اســــت !
تــو این فکــر بــودم کــه بــا هر بــهانه یــه بــار آســمون و بیــارم تــــو خــونه حواسم نبــود کــه بــه تــو فــکر کردن خـــود آســمونـه خــود آســمـونـه تــو دنیــای سردم به تــو فــکر کردم کـه عطرت بیـاد و بپـیـچـه تــو باغـچه بیـای و بخنـدی تـا بـاز خــنده هاتــو مـثل شـمدونــی بـزارم رو طاقـــچه بــه تــو فــکر کــردم بــه تـــو آره آره بــه تــو فــکر کردم کــه بــارون بباره بــه تــو فــکر کــردم دوبــاره دوبــاره بــه تــو فـکر کردن عجـب حـالی داره تــو و خاک گلدون با هم قوم و خویشین مـن و بــاد و بــارون رفیــق صمیمـی از ایــن بــرکـه بایــد یه دریــا بسازیم یـه دریــا به عمق یه عشــق قدیمـی دوســت داشــتـم بـا تــمام وجــودم عـزیــزم هنــوزم تــو رو دوســت دارم الهــی همیـشه کنــار تـــو باشــم الهـــی همیــشه بمـــونی کنـــارم بــه تـــو فـــــکر کــردم بـه تــــو آره آره بـه تــو فـــــکر کــردم کـه بــارون ببــاره بــه تـــــو فـــکر کــردم دوبــاره دوبـــاره بــه تـــو فــکر کــردن عجــب حالــی داره
بخوام از تو بگذرم من با يادت چه كنم تو رو از ياد ببرم با خاطراتت چه كنم حتي از ياد ببرم تو و خاطرات تو بگو من با اين دلهه خونه خرابم چه كنم تو هموني كه واسم يه روزي زندگي بودي توي روياهاي من عشقه هميشگي بودي آره سهمي من فقط از عاشقي يه حسرته بي كسي عالمي داره واسه ما يه عادته چه طور از ياد ببرن اون همه خاطراتمو آخه با چه جرئتي به دل بگم نمون برو دل ديگه خسته شده به حرفه من گوش نميده چشم به راهه تو ميمونه هميشه غرقه اميده چشم به راهه تو ميمونه هميشه غرقه اميده بخوام از تو بگذررم من با يادت چه كنم تو رواز ياد ببرم با خاطراتت چه كنم حتي از ياد ببرم تو و خاطرات تو بگو من با اين دله خونه خرابم چه كنم...
تقاص چی رو میگیری که تا اینجا کشوندیم
می ریزد آبشار در هاله های رنگ دیری ست رفته است مسافر و جای خالی اش پر مانده با غبار و ذره های خاک شمعی کنار پنجره ی باز روشن است در کنج آسمان ستاره پر نوری ست که نقش می زند تصویر روشن خود را در تیرگی چشم دیری ست رفته است مسافر
جواب یه حرفایی ، یه
نفس عمیقه. بذار تو دلت بمونه این جوری قشنگ تره !
می خواستم عقربه هایی را که درست وقت دلتنگی،
به حاشیه های ذهنم هجوم می آورند را ، با آواز پلک های تو کوک کنم!....
می خواستم تمام آوازها را به پای قامت تو زمزمه کنم!....
دستهایم از میان لحظه هایت ورق می خورند!...
در دلم تكههای غريبی شعله می كشد! ....
كسی به عيادت گونههای سوختهام نمی آيد!....
می دانی..؟ آدم های ساده..ساده هم عاشق می شوند.. ساده صبوری می کنند..ساده
عشق می ورزند.. ساده می مانند..اما سخت دل می کنند.. آن وقت که دل می
کنند..جان می دهند.. سخت میشکنند..سخت فراموش میکنند.. آدم های ساده…
![]()






واسه سر زدن به اونی که دوستش دارن...
ولی دیگه ندارنش...!
برای آروم کردن دل خودشون میرن توی پروفایلش...
با یه دنیا حسرت و خاطره فقط سکوت میکنن
و کامنت دوستای تازشو می خونن

کاش داوینچی تـو را می دید !








![]()
دیروز هم … … نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند دوست داری گریه کن
و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم
دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم…!![]()











![]()
![]()
گاهی هم “ سکوت ” آخرین اخطار است . . .
![]()
اگه من جایی تو بودم میون این همه دردم
یه روز از چشم این مردم تورو پنهون نمیکردم
تو رفتی بعد تو حالم یه حالی مثل مردن بود
تو هم تنها شدی اما کجا حالت مثل من بود
اگه دلگیری از دنیا منم مثل تو آشفتم
ولی من جای تو بودم به مردم راست میگفتم
یه دردی سوخت تو سینم که تو از خاطرم بردی
من اون زخمی رو خوردم که تو از حس کردنش مردی
تقاص دلکشی های یه آدم تو همین دنیاست
بزار ما رو بسوزنن جهنم تو همین دنیاست
تو رفتی بعد تو حالم یه حالی مثل مردن بود
تو هم تنها شدی اما کجا حالت مثل من بود![]()
![]()
![]()
مترسک خوش به حالت که دل نداری
مترسک خوش به حالت که زبان نداری
مترسک خوش به حالت که گوش نداری
مترسک خوش به حالت که چشم نداری
اری مترسک اینجا زمین است و اینجا دل می سوزانند
اینجا با زبان مانند نیش عقرب طعنه می زنند
مترسک اینجا عشقهایشان را بر رخ دل شکستگان می کشانند
مترسک اینجا انقدر صدای دروغ بلند هست که گوش را کر میکند
اینجا زمین هست ادمهایش هوای نفس را بر انسانیتها ترجیح دادند
خوش به حالت مترسک شیطان پرستی را در این دنیا تو نمی بینی
تو فقط سکوت کرده ای فقط سکوت
خوش به حالت مترسک خوش به حالت خوش به حالت![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

نشانی تو فقط
بغض همه ی سنگ ها و
یک دلِ سیر گریه کردن ابرهاست٬
و سرخی نشکفته یک خاک٬
پریدن اولین سهره ی بیدار٬
و دستخطی ساده٬ پریده رنگ
از نامه ای که هیچگاه به مقصد نرسید...
نشانی تو...
راستی نشانی تو کجاست؟!![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |








