غريبه اشنا(عشق گمشده آرشیدای من)

هفده  سال روز شمار نبودنت  ارشیدای من

چقدر باید خودمو سرگرم کنم...؟؟



چقدر خودمو به بیخیالی بزنم و بگم مهم نیست...!!


چقدر باید زمان بگذره تا فراموشت کنم ؟؟


لعنتی جای خالیتــــــــــــ داره ذره ذره نابودم

میکنه...


برگـــــــــــــــــــرد...!

نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ساعت 20:15 توسط غريبه | |

سلام ای رهــگذر
با نگاه بی انتهایت
به عمق تک تک حـــروف و واژه هایــم بنــگر
و آرام آرام مرا همراه با این صفحه ورق بزن...
و بـــــــــــعـد
به رسم روزگار
مرا و عمق نوشته هایم را
به دست فراموشی بسپار

نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ساعت 7:53 توسط غريبه | |

آدمها آنقدر زود عوض می شوند


آنقدر زود که تو فرصت نمیکنی به ساعتت نگاهی بیندازی


و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است!



چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم...
نوشته شده در سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ساعت 9:56 توسط غريبه | |

گریه کن تو می تونی پیش اون نمی مونی اون دیگه رفته

بسه تمومش کن . گریه کن ته خطه عشق تو دیگه رفته

تو دل یکی دیگه نشسته تمومش کن.چشم به راه نشین

اینجا می مونی دیگه تنها گریه نکن دیگه اون نمی آد خونه

دست بکش دیگه از اون طفلکی دل داغون و دیگه فکر نکن

حالت و می دونم .تنها می مونی آخه این و میدونی مثل اون

پیدا نمی شه .اشکات میریزه آخه اون واست عزیزه توی قلبته

همیشه .یادش می افتی دلت آتیش میگیره میگی کاش برگرده

پیشم. راهی نداری تو باید طاقت بیاری آخ میدونی نمیشه

گریه کن تو می تونی پیش اون نمی مونی اون دیگه رفته

بسه تمومش کن . گریه کن ته خطه عشق تو دیگه رفته

تو دل یکی دیگه نشسته تمومش کن.چشم به راه نشین

اینجا می مونی دیگه تنها گریه نکن دیگه اون نمی آد خونه

نوشته شده در دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:41 توسط غريبه | |

دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم :

می آید .....

می ماند ....

و به تنهائیم پایان میدهد

آمد .....

رفت ......

و به زندگی ام پایان داد

نوشته شده در دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:23 توسط غريبه | |

آدم ها می آیند...

خودشان را نشان می دهند...

وقتی برایت مهم نیست...اصرار می کنند!!!

اصرار برای اثبات وجودشان،برای اثبات بودنشان و ماندنشان!!!

اصرار می کنند که تو نیز همراهشان باشی...

همان آدم ها،وقتی پذیرفتی بودنشان را،ماندنشان را...

وقتی که باورشان کردی...می روند!!!

به بهانه های پوچ...به بی بهانگی...به سادگی...

می روند...

می روند... وتو می مانی با باوری که...

نوشته شده در یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ساعت 16:18 توسط غريبه | |

نوشته شده در یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ساعت 16:16 توسط غريبه | |


نوشته شده در شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:54 توسط غريبه | |

ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻨﺖ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ !

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﻋﺸﻖِ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﯽ !

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺗﻨﻬﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﻩ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺷﯽ !

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺩﻟﻤﻮ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !

ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻨﺖ ﻣﺒﺎﺭﮎ
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﺍﻻﻥ ، ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﺎﺷﯽ ‍

نوشته شده در جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:37 توسط غريبه | |

دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم :

می آید .....

می ماند ....

و به تنهائیم پایان میدهد

آمد .....

رفت ......

و به زندگی ام پایان داد

نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:6 توسط غريبه | |

مدیونتم برای همه چیز هایی که از وقت رفتنت بهم دادی


مـــــــــــدیـــــــــــونـــــتــــــم


برای قطره های اشکم


برای بیخوابی شبانه


برای سردرگمی


برای دلتنگی


برای بغض


برای دلشکستم


برای نخندیدنم


مدیونتم به خاطر همه اینها


ممنون که این همه چیز گرانبها را بهم دادی


ممنون


نوشته شده در سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:51 توسط غريبه | |

bgx3fae5nxghhzr3ub1.gif


آدما رو از رو عکساشون نشناسید

آدما...

از بی حوصلگیاشون

از خستگیاشون

از دلتنگیاشون

از غصه هاشون

از هیچکدوم

عکس نمی گیرن


نوشته شده در سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ساعت 16:1 توسط غريبه | |

از فردا

بیشتر مراقب باش

تقاص ِ

اشک های ِ

امشب ِ من

سنگین تراز

تمام روزهایی است

که عاشقانه گریه کردم…
g4yttd6hd7r30ardj02.jpg

نوشته شده در سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:51 توسط غريبه | |

http://gallery.avazak.ir/albums/userpics/10001/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D9%BE%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%2028.png

نوشته شده در سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ساعت 11:4 توسط غريبه | |

وقتی دلت گرفته باشه دنبال یکی میگردی که فقط باهاش اروم بشی


دنبال یک دل می گردی که فقط حرف دلت بهش بزنی


اما ادمهای دنیا رنگارنند دلت که گرفت از عشق می نویسی


از............


فرقی ندارد که از چی مینویسی واسه دلتنگیت می نویسی


اما ادمها برایت تاریخ مصرف می گذارند انوقت تو هم یاد می گیری گرگ باشی



نوشته شده در سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:23 توسط غريبه | |

در ابتدای خیابان


نه چترها آواز می خوانند


نه باران می رقصد


تو با باران رفته ای


و تنها باقی مانده است


چتری از تو


همراه چترت


آسمان را به خانه می آورم


شاید برایم ببارد.

نوشته شده در سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:2 توسط غريبه | |

دلم صبور باش،

گفته بودم دل مبند،

مهربانی چشم های زیبایش

سرابی بیش نیست!

نور چشم هایش،

به خیالت تورا از تاریکی سیاه تنهایی بیرون کشیده!

دیدی دلم،

دوباره در سیاهچاله ی غم دست و پا میزنی

نوشته شده در یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ساعت 8:58 توسط غريبه | |

  دلتنـــــ♥ـــگی

فــــقط از ندیدن نیست

لــــــــحظه های "بی خبری"

همیــــــــشه پر از دلتــــــــنگیست.....

نوشته شده در جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:26 توسط غريبه | |

نوشته شده در جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:53 توسط غريبه | |

نوشته شده در جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:52 توسط غريبه | |

nani raha خداجونم.

نوشته شده در جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:51 توسط غريبه | |

نگاهم اما...

گاهي حرف ميزند...

گاهي فرياد ميكشد...

و من هميشه به دنبال كسي ميگردم

كه بفهمد يك نگاه خسته

چه مي خواهد بگويد...

نوشته شده در جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:51 توسط غريبه | |


آن کس که می گفت :دوستم دارد


عاشقی نبودکه به شوق من آمده باشد


بلکه رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت


و صدای خش خش برگ ها


همان آوازی بود که من گمان میکردم


میگوید :دوستت دارم

نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:30 توسط غريبه | |

qtvybldbsi1rtc0ay67b.gif

نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ساعت 20:44 توسط غريبه | |

من غرورم را به راحتی به دست نیاوردم که هر وقت دلت خواست خردش کنی ... !


غرور من اگر بشکند با تکه هایش شاهرگ زندگی تو را نیز خواهم زد ...

نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:17 توسط غريبه | |

نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:55 توسط غريبه | |

باران بهانه ایست ازجنس حضورتو ،

اگرروزی قطره ای صورتت را بوسید

و گونه هایت گلگون شد به یاد من بیافت ،

چراکه ثانیه هایم سخت می گذرد

نوشته شده در سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ساعت 9:12 توسط غريبه | |

باید بدجنس باشی تا عاشقت بشن

باید خیانت کنی تا دیوونت باشن

باید دروغ بگی تا همیشه تو فکرت باشن

باید هی رنگ عوض کنی تا دست داشته باشن

اگه ساده ای اگه باوفایی اگه یه رنگی 

همیشه تنهایی.....

تنها

نوشته شده در سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ساعت 9:11 توسط غريبه | |

%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D9%BE%D8%B3%

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:54 توسط غريبه | |

دفتری بود که گاهی من و تو

می نوشتیم در آن

از غم و شادی و رویاهامان

از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم

من نوشتم از تو:

که اگر با تو قرارم باشد

تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد

که اگر دل به دلم بسپاری

و اگر همسفر من گردی

من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال

تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!

تو نوشتی از من:

من که تنها بودم با تو شاعر گشتم

با تو گریه کردم

با تو خندیدم و رفتم تا عشق

نازنیم ای یار

من نوشتم هر بار

با تو خوشبخترین انسانم…

ولی افسوس

مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ساعت 10:27 توسط غريبه | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت