هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
عشق لیاقت می خواهد و عاشق شدن جرات... تو نمی آیی و من به خیالت پناه میبرم. برایت خواهم نوشت ز فرق و امتیاز و کعبه و دیرم چه میپرسی! دور خودت دایره ای بکش واقعا موندم شما من ب کی اشتباه گرفتید میشه نشونی از خودت تو خصوصیم بذاری هنگ کردم دلم کم دارد تو را در سایه ی یک نگـــاه ﻫﻤــﻪے ﻣـﺎ چه سخت است تشییع پیکرعشق، عشـــــــــق در این طوفان تو نیستی، اما وقتی به تو فکر میکنم صدای آب را در رگهای خاک میشنوم. گلسرخِ حیاط در آینهی نگاهم زود به زود میشکفد و آسمان پُر از پروانه و بادبادک میشود. تو نیستی، اما وقتی به تو فکر میکنم دریا نزدیکتر میآید ابرهای سیاه دور میشوند و باران هر وقت بگویم میبارد. تو نیستی، اما وقتی به تو فکر میکنم تو را میبینم در باغچه ایستادهای به گلها آب میدهی! "رضا کاظمی" گاهی به کبوتری فکر می کنم که بالهایش آسمان را به زمین دوخت و بر پاهایش حرف هایی بسته شده بود که راه را به آن نشان می داد وقتی مقصد معلوم نباشد دهان هیچ نامه ی عاشقانه ای با هیچ بوسه ای مهر و موم نخواهد شد! در من ننشستی! و من چشم هایم را کنار تمام پنجره های شهر جا گذاشتم. سهراب میشوم بی ما تو راحس میکنم هردم
همیشه در پی کسی باش که
با تمام کاستی ها و کمی ها و عیب هایت،
حاضر باشد به تو عشق بورزد
و تو را به همه دنیا نشان بدهد
و بگوید که:
این تمام دنیای من هست![]()
گمان میکنی که بی تو میمیرم ؟!![]()
از ابهام لحظه ها...
از تردید ها ....
از حجم تلخ نبودنت ....
از کسانی که رد می شوند و بوی تو را می دهند....
برایت خواهم نوشت
از حدیث تلخ بغض ها تا ابد....
از قناعت به یک خاطره ....
یک یاد ....
از صبوری من....
و
جای خالی تو !!!![]()
اسیر عشق بودم؛ هر چه پیش آمد پرستیدم...!
#بیدل_دهلوی![]()
دایره ای به وسعت بی خیال بودن،
دایره ای که قضاوتهای بی منطق دیگران رااز افکارت تمیز دهد...
باور کن هیچ چیز در این جهان نمی ماند،
اتفاقات برای افتادنند،
زبان برای حرف زدن و لحظه ها برای گذشتن..
به همین سادگی!
همه چیز مهیاست تا فقط زندگی کنی..
قضاوتهایشان را ییخیال...
اگر زبانی بیهوده چرخیده،
دلیلی ندارد فکری هم بیهوده مشغول چرایی اش باشد
شاد باش و خوبی کن...
فرصت زیادی نمانده
لحظه ها دارند تمام می شوند...![]()
....بهت اخطار میدم اولین و اخرین بار
اسم ................................................................................
![]()
مثل کم داشتن هوا برای نفس کشیدن
مثل تنها بودن در یک روز بارانی
غمی در قلبم سنگینی میکند
به سنگینی غروبهای جمعه
به حجم دل تنگ واماندهام برای تو
این چشمها هنوز و همیشه به راه توست
چشم انتظاری نیز زیباست
وقتی که برای تو باشد
تویی که نابترین حس زیبای منی...![]()
گاهی می توان دمی آسود
در جاری یک صـــدا
گاهی می توان غرق بودن شد
در حجم بودن عـشــق
گاهی می توان هیچ شد
در اوج یک آسمان مـهـــر
گاهی می توان از هزاران قله گذشت
می توان در هجوم تمام هستها نیست شد
و در برابر تمام نبودنها به یک بـــودن بالید![]()
ﻳﮏ ﮔﻮﺷـﻪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴــﺎ
ﺧﺎﻃـﺮﻩﺍﮮ ﺳﺎﺧﺘـﻪﺍﻳـﻢ
ﮐـﻪ ﺍﺯ ﻋﻬــﺪﻩے ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻧﺶ
ﺑﺮ ﻧﻤـﯽﺁﻳﻴــﻢ....![]()
بر روی شانه های فراموشی،
و چه سخت تر دل سپردن به قبرستان جدایی،
وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست،
تا رهگذری بر بی کسی ات فاتحه بخواند...![]()
فریادی ست که نرسیده
به گلو بغض می شود
به چشم که می رسد
اشــــــک می شود
ونرسیده به زبان خفه می شود.![]()
که ماهی هم
به دریا دل نخواهد زد
کجا با کشتی ات بردی
دلم را ناخدای من؟![]()
![]()
![]()
![]()
پشت تنهایی خویش اردو زده،
نرم و آهسته خیال تو را نقاشی میکنم
شاملو میشوم
تهِ کوچه ی بن بست
فانوس دلم را
از بلندترین شاخه های درختی خشک می آویزم
تا اشتیاق دیدارت هوای شعله را داشته باشد
منزوی میشوم
گوشه ی قلب خود کِز کرده
تا واژه های گل کرده از عشق را بیارایم
فروغ میشوم
در ازدحام کوچه ی خوشبخت
تو آن دریچه باش
که در هر لب گشودنش
هزار واژه ی نگفته دارد
برای زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد![]()
چه میکند دلت !
که بی #تُ
جان میکند دلم ...![]()
که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی
من از شوق تماشایت
نگاه از تو نمیگیرم
تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار
ولی...افسوس...این رویاست
تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم
تو با من مهربان بودی
واین رویا چه زیبا بود
ولی.... افسوس.... که رویا بود![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



