هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
گفتی که مستت میکنم غزلی ناب ســـــــــرایم که به کارتو بیاید گاهی عمرتلف میشودبه پای یک احساس عاشق نشو: تهش اینه : نوشتن پیام مجاز نیست این گونه که هرثانیه دل می بری از من براش که مهم باشی مهم نیست پشت ترافیکه یا زیر بارون اهمیتی نداره چقدر کار روی سرش ریخته مهم نیست چند تا مشغلهی مهم تر داره همرو کنار میزنه و با یه لبخند گل و گشاد گوشیشو در میاره و بهت تکست میده اگه غیر اینه به جمله اول شک کن 🌹🌹 براش که مهم باشی مهم نیست پشت ترافیکه یا زیر بارون اهمیتی نداره چقدر کار روی سرش ریخته مهم نیست چند تا مشغلهی مهم تر داره همرو کنار میزنه و با یه لبخند گل و گشاد گوشیشو در میاره و بهت تکست میده اگه غیر اینه به جمله اول شک کن گفتی که مستت میکنم شاید شبے براے تو بنویسم در گذرگاه زمان منم دلم میخواد تو رو داشته باشم هنوزم به یادتم نمی دونم کجایی ولی هنوزم منتظرتم گفتی که مستت میکنم رفت و دیگر ندارمش تقصیر خودم بود ته این همه شعر که برایش نوشتم نقطه نگذاشتم دوست مجازى نميدانم ازكدام شهرى, پيرى يا جوان نزديكى يا دور امروز برایت دعا میکنم خدای بزرگ نصیبت کند هر آنچہ ازخوبیها آرزو داری سلام شب همگیتون بخیر و شادی🌺🌺 دوست مجازى نميدانم ازكدام شهرى, پيرى يا جوان نزديكى يا دور امروز برایت دعا میکنم خدای بزرگ نصیبت کند هر آنچہ ازخوبیها آرزو داری سلام شب همگیتون بخیر و شادی🌺🌺 َ زندگی کن مهربانم رونق عمر جهان به شدت کوتاه است دل اگر میگرید لب اگر میخندد ساقه گل اگر میخشکد و اگر درخت رنگ خزان میگیرد همهاش یاد آور این جهان گذراست مهربانم سخت نگیر زندگی چهچه بلبلی بر شاخه گلی یا که آغاز بهار و زمستان نگاهی است گذرا به همین سادگی . 🌹♥️ گاهی عشق، فقط یک لبخند است، از پشت صفحه تماس تصویری، یا همین لرزش صدای توست، وقتی زیرلب میگویی: دلم تنگ توست. یا حس دلچسب دلواپسی، آن گاه که میگویی: مراقب خودت باش ! عشق همین حس ساده، بودن هاست! نویسنده:دوستت دارم پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹ ساعت: ۱۶:۲۶ گفتی که مستت میکنم پر زانچه هــستت میکنم گـــفتم چـــگونه از کجا؟ گفتی که تا گـفتی خودآ گفتی که درمــانت دهم بر هـــــجر پـایـانت دهم گفتم کجا،کی خواهد این؟ گفتی صـــبوری باید این از دوست به یادگار د ردی دارم کان درد به صدهزار درمان ندهم... گفت : چرا نهان کنی آدمها زمانی خوشحالند که بتوانند و رفتار و واکنشها و احساساتشان، واکنشهای غریزیشان و اندیشهها و خوشیها و دردهاشان برای شما هر قلبی دردی دارد... فقط نحوه ی ابراز آن متفاوت است و برخی در لبخندشان ....
پر زانچه هــستت میکنم
گـــفتم چـــگونه از کجا؟
گفتی که تا گـفتی خودآ
گفتی که درمــانت دهم
بر هـــــجر پـایـانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟
گفتی صـــبوری باید این
از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صدهزار درمان ندهم..![]()
اندکی صبر کن ای دل،غم هجران به سرآید
توبریدی وگسستی،زمنِ زار وپریـــــــشان
نیست درباورم اکنون، که شدی،یاررقـیبان
من چه کردم که تمــــامِ،غمت ارزانی من شد
داغ عشقَ تو دمادم،وصله ی، تارَک وتن شد
نه گناهی تو نداری!! من زیاده خــــواه بـــودم
همنشین غم عشقت، سردو بی پنــــــــاه بودم
هِجر تو حکم قشنگیست،که به جان خریده ام من
چون که دل برتوسپردم، زهمه بریده ام من
آتشی بر دلم انداختـــــه آن چَشم سیاهت
که مرابه بند کرده، ارتش ســــــرخ نگاهت
منو یادت وخیـــالت ، به هـوای تونشـــستیم
تونماندی و شکستی، برهمان عهدی که بستیم
به تو قول داده بودم تاابد، چشم به راهـــــــم
که دراوصاف تو ای یار، غزلی ناب ســـــــــرایم
چون که چشمان تو دیدم، پرکشیدازسرم آن شور
توچه داری ته چشــمت!! همه روشــــنایی ونور
گفتمت خواب تو دیدم، توبه خنده لب گشودی
همـــه دین واعتقــــادم، تو به خنده ای ربودی
لب تو به خنده گلگون، دل من کاسه ی پرخون
اُف به ذاتت، که شکستی دل ما، ای چرخ گردون
تومباش دلشکسته، غــــــــم تو به دل نشسته
من چو آن کبک خرامان،که پرش به گِل نشسته
هرچـه از دلم برآید، وصف تو ماهتـرین است
رفتی ویاد تو بر جان، رسم عاشقی همین است![]()
گاهی احساس تلف میشودبه پای عمر
و چه عذابی میکشد
کسی که هم عمرش تلف میشودهم احساسش![]()
![]()
بنشین به تماشای منِ دیگری از من...
من داعیه دار غزلی معجزه خیزم
عشق تو چنین ساخته پیغمبری از من
سقف كَرَمم قدر کف لطف تو هم نیست
تو عاشق اگر نیستی عاشق تری از من...
بگذار به دنبال تو ای باد ! بیایم
می میرم از اندوه ، اگر بگذری از من
خون،در تن من پیش تو،خود عین شراب است
هُرم نفست ساخت چنین ساغری از من
منعم مکن از آتش عشقت که در این راه
خیر است اگر خاسته شور و شری از من
جز نام خود ای نام تو آهنگ قیامت!
هرگز نشنیدی سخن محشری از من![]()
![]()
![]()
پر زانچه هــستت میکنم
گـــفتم چـــگونه از کجا؟
گفتی که تا گـفتی خودآ
گفتی که درمــانت دهم
بر هـــــجر پـایـانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟
گفتی صـــبوری باید این
از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صدهزار درمان ندهم...![]()
وقتے ڪہ ماہ تا بہ سحر تابید...!
![]()
![]()
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند![]()
در قلبم کسی را پنهان کرده ام
که شنیدن صدایش
طرز نگاه کردنش
حتی
راه رفتنش را
خیلی دوست دارم!
و او شاید نداند که شیرینترین میوهی
ممنوعهی جهانِ من است.
![]()
دلم یه عالمه تنگ شده برات
منم منتظر توام![]()
![]()
پر زانچه هــستت میکنم
گـــفتم چـــگونه از کجا؟
گفتی که تا گـفتی خودآ
گفتی که درمــانت دهم
بر هـــــجر پـایـانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟
گفتی صـــبوری باید این
از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صدهزار درمان ندهم...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق مرا چو عاشقی ؟
من ز برای این سخن،
شهره ی عاشقان شدم ...![]()
آزادانه در میان کسانی که درکشان میکنند،
زندگی کنند.
تنها بودن یعنی زندگی در میان کسانی که
منظور شما را نمیفهمند.
تبعید و تنهایی به معنای این است که
در میان کسانی باشید که
حرفها، حرکات و دستخطشان برای شما بیگانه است
قابل احساس نیست!
کسانی که تحصیلات و ظاهرشان
و نحوه و کیفیت زندگیشان با شما
بسیار متفاوت است!
![]()
برخی آن را در چشمانشان
پنهان می کنند![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



