هفده سال روز شمار نبودنت ارشیدای من
دنیا راببین ... بزرگ شده ایم ، درد دل را به صد زبان می گوییم ، دنیا راببین ... بزرگ شده ایم ، درد دل را به صد زبان می گوییم ، آنـــکـــه واقـــعـــا تـــورا دوســـت دارد! و هـــرگـــز از تــــو نـــمـــیـــخـــواهـــد "رقـــــــاصــــــه" ســــازهـــایـــش بــــاشـــی... امروز وقتی دلتنگ لحظه های نبودنت ، بودم وقتی لبریز شده بودیم از نبودنهای بی دلیل این روزها تمام هستیت را درون سه نقطه های همیشگی ات جای دادی و به سویم نشانه رفتی بی آنکه بدانی من این روزها
خدایا به تو سپردمش اما ازت میخوام یه روزی یه جای بد جوری یاد من بندازیش مشکل از جایی شروع میشه که ...
هرشب....
در رویای من قدم می نهی..... بیدار که می شوم....
چشم من از تو خالیست...... و نگاهم درد می گیرد از این بیداری...... تنها اگر در رویای من می ایی...... بگذار تا ابد بخوابم.......
هنگامی که دل کسی را میشکنی صدای شکستنش را به خاطر بسپار...تا هنگامی که
دلت را شکستند معشوق من بگذار تا بگویم
بزرگترین راز خود را عزیز من قلب تو را در قلبم
جای داده ام عشق تو به سان درختی
درونم رشد میکند عشق تو آنچنان مقدس
است که روحم از پرستشش
عاجز است فکر میکردم توانش را
دارم اما عشقت وجودم را به
آتش کشیده میدانم که عاشقم دوست دارم که عاشق
باشم چون با عشق تو زندگی
را حس میکنم با تو هستم شبها را در خواب هایم چشمانت را باور دارم مهربانیشان را نثارم
میکنند پس دور نشو کنارم بمان اینجا نزدیک من بنشین به قلب من ایمان
داشته باش
تلخی سکوتت من چه بگویم همان بهتر که از غم ها نگویم تو کاری کرده ای با بی وفایی دگر از عشق خود با کَس نگویم . .
تو دلم نــَقل یه حرفایی هست که بگم میری نگم می میرم عشق یعنی تو بمون من میرم همه ی خستگیات یکجا چند؟ تو بخندی همه چی خوبه آخه هیچی مثل دلتنگی نیست هیچ دریاچه ای این رنگی نیست من و این عقربه ها همدردیم ما فقط میریم و برمی گردیم هنوز اینجا سر ِ کوه ها بـرفه مرد ویرون بشه خیلی حرفه
دلتنگتم اون قدر که دیگه شعری برای توصیفش به ذهنم نمی رسه
می دونم تو واسه من نیستی و نخواهی بود اما دلم این ها رو نمی فهمه و مدام تو فکرته زندگی عاشقانه ای در رویاهام با تو خواهم ساخت که دیگه شبانه روز دلتنگت نباشم
خدایا به دل نگیر اگر گاهی زبانم از شکرت باز می ایستد .. تقصیری ندارد ،قاصر است ..کم می آورد در برابر بزرگیت .. لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت ، در دلم اما همیشه
ذکر خیرت جاریست .. من برای بندگی تو هزارو یک دلیل می خواهم ..
خدایا سرده این پایین از اون بالا، نگاهم کن اگه میشه تو کاری کن اگه میشه فقط طوری خودت قلبم ، رو تماشا کن
خدایا سرده این دستام از اون بالا کاری کن دیگر مـن اگـر عـاشـقانه مـی نـویسم
نـه عـاشـقـم ، نـه مـعشوقِ کـسی ! دیگر فـقـط مـی نـویسم تـا عـشق یـاد قـلبم بـمانـد ....
در ایــن ژرفـای دل کنـدن هـا و عـادت هـا و هــوس ها
فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم....
صدای باد که می آید دوست دارم تو را آورده باشد اما خیالی را می آورد که خیال ندارد دست ازسرم بردارد و من باز بی صداتر از سایه بید در صدایت می مانم انگار که فرود آمده باشی بردلم و نور آورده باشی به رگهای من و من سرخوشانه دیوانه می شوم در زلالی ات همه چیز قطعی ست همین الان هم تو در دلم نشسته ایی دست در دست بارانم امروز شانه در شانه رود چشم در چشم دریا؛ در کنار تو عطرم روبروی تو رؤیا. اگر باور کنی یا نه هنوز آغاز باران است
که شکسته شدنم را اینطور به رخم میکشی ؟؟ وقت بخشیدن که می شود…
با ذوق و شوق راه افتاده ام، چون به تو خیلی مطمئنم، با خودم امید
آورده ام.
می دانم اگر زیاد بخواهم، پیش آن همه ای که تو داری کم است.
می دانم اگر سهم بزرگی بخواهم، پیش آن همه ای که تو می توانی کم است.
لطف تو با خواستن کسی کم نمی شود.
وقت بخشیدن که می شود، دستت بالای هر دستی است.
من اولین امیدواری نیستم که پیش تو می آید و هدیه اش می دهی با اینکه
حقش این بوده که هیچش ندهی.
اولین نیازمندی نیستم که کمک می خواهد و به او لطف می کنی با اینکه
حقش این بوده که نا امیدش کنی.
خدایا!
دعای مرا جواب بده.
صدایت که می کنم نزدیکم باش.
زاری که می کنم دل رحم باش!
حرف که می زنم «گوش» کن…
از این جادههایی که از انتهایـش کسی قصّـه هرگز نگفته ست از این جادههایی که شخصیت هیچ شعری نبوده ست ؛ مرا روبراه همـین جادهها کن. برای واژهها احساس باران باش همین حالا...
چشـــــمانـــــم چگونـــــه تقـــــاصِ تمـــــام بیخیالـــــی![]()
برایت خواهم نوشت:
از ابهام لحظه ها
از تردید
از حجم مرگ آور نبودنت
از کسانی که رد میشوند و بوی تو را میدهند
برایت خواهم نوشت:
از حدیث تلخ بغضها تا ابد
از قناعت به یک خاطره ، یک یاد
از صبوری من
و جای خالی تو ………![]()
کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند...
اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی شنود...
دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام...
سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست!!!
بچه بودیم از آسمان باران می آمد ،
بزرگ شده ام از چشمهایمان می آید
بچه بودیم درد دل را با هزار ناله می گفتیم ، همه می فهمیدند
ولی هیچ کس نمیفهمد......![]()
کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند...
اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی شنود...
دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام...
سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست!!!
بچه بودیم از آسمان باران می آمد ،
بزرگ شده ام از چشمهایمان می آید
بچه بودیم درد دل را با هزار ناله می گفتیم ، همه می فهمیدند
ولی هیچ کس نمیفهمد......![]()
بــــه ســــاز آرام بــــودنــــت کــــفــــایــــت مـــیـــکـــنــد ![]()
![]()
![]()
دلتنگ کسی باشی که نیست،
حوصله کسی رو نداشته باشی که هست ![]()
![]()
رو به آسمان فریاد نزنی
خدایا!!به کدامین
گناه....!![]()
![]()
![]()
گفتم : چون از بد روزگار به پست آدم نا سپاسی خوردم .
گفت : نگران نباش ، مسیر رو درست اومدی ، اینجا دنیاست
مگر نشنیدی که : " دنیا همیشه جائیه که نجیب و نانجیب به هم می خورن "
قرار به موندن نیست
نه برای تو و نه حتی برای اون !
غصه نخور ...
![]()
بعضیـا بدجوری عاشق میشن
تو که میری نفسم میگیره
تو بخند همه چی حل میشه
بخند ... بخند ... بخند
همه چی خوبه فقط دلتنگم
دو تا دریا که تو چشماته ولی
هنوزم دور خودم میچرخم
ساعتها از سر هم رد میشن
***
تو که رفتی و رســــــیدی به بـــــــهار
آخرش عشق تو ویرونم کرد![]()
![]()
گفت باخاطره ها خلوت کن
گفتمش خنده به لب میمیرد
گفت باخون جگر عادت کن
گفتمش با که دلم خوش گردد ؟
گفت غم را به دلت دعوت کن
گفتمش راز دلم را چه کنم؟
گفت باسنگ دلت صحبت کن ….![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
عشق را در هر کجا فریاد زد
در زمان گیر دار زندگی
لحظهها را یک به یک احساس داد
کاش میشد در شمار لحظهها
عشق بی قید و قفس را یاد کرد
در حضور گرم و پرشور دو دست
لذت با هم شدن را یاد کرد
کاش میشد در کنار یکدگر
از حصار این مکان آزاد شد
در کنار جادههای بی کسی
عطر زیبای من تو ما شدن را یافت کرد
کاش میشد در دل مرداب غم
شادی یک دل شدن را داد زد
بر در دیوارههای قلبمان
عکس عشقی جاودان را قاب کرد![]()
![]()
چقــدر دلم تمام شدن می خواهـد …
از آن تــمام شدن هایــی که بشــود نقــطه سرِ خط …
و آنگـــاه دیکــته تمــام شـود !
و من دیگــر آغـــاز نشــــوم …
بی تو من خیلی وقته تموم شدم....![]()
آینه ؛ تو از شکستن چه میدانی ![]()

![]()

![]()
![]()
مثل ِ دریای ِ من باشه ، منم چون قایقش باشم
هنوزم در پی ِ اونم که عمری ، مرحمم باشه
شریک ِ خنده و شادی ، رفیق ِ ماتمم باشه
هنوزم درپی ِ اونم که عشقش سادگی باشه
نگاه های پراز مهرش ،پناه ِ خستگیم باشه
میگن جوینده یابنده است ، ولی پاهای من خسته است
من حتی با همین پاها میرم تا حدّی که جا هست
هنوزم در پی ِ اونم ، که اشکام و روی گونه ام
با اون دستای ِ پرمهرش ، کنه پاک و بگه جونم
بگه جونم نکن گریه منم اینجام ، بزاردستا تو تو دستام
تو احساس ِ من و میخوای ، منم ای وای تو رو میخوام
خدایا عشق ِ من پاکه ، درسته عشقی از خاکه
منم اون عاشق ِ خاکی ، که ازعشق ِ تو دل چاکه![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


